Image and video hosting by TinyPic

اوتیسم چیست؟

اوتیسم یک بیماری نیست بلکه یک اختلال رشد در عملکرد مغز است.فراد اتیستیک سه نوع علامت را نشان می دهند: روابط اجتماعی ضعیف، مشکلاتی در ارتباط کلامی و غیرکلامی، و نیز علائق و فعالیتهای محدود. این علائم در سه سال اول زندگی بروز می کند و به نظر می رسد که در سرتاسر زندگی ادامه پیدا می کند. اگرچه داروی خاصی برای درمان اوتیسم وجود ندارد، ولیکن شروع زودتر آموزش، ضروری است چرا که ممکن است موجب بهبودی رشد اجتماعی و کاهش رفتارهای نامطلوب گردد. و احتمال دارد افراد اوتیسم بتوانند زندگی نرمالی داشته باشند.

از هر 10 هزار نفر، 10 الی 20 نفر به اوتیسم مبتلا هستند که این آمار بستگی به تشخیص معیارهای قابل استفاده دارد. گاهی اختلالات مشابه موجب می شود 2 تا 3 برابر ، به آمار افزوده شود. نسبت پسرهای اوتیسم 4 برابربیشتر از دخترها است و این اختلال بین تمام نژادها وهمه طبقات جهان، با شدت متفاوت به چشم می خورد.

چندین نشانه وجود دارد، که به طور زیاد و غیرمعمول در بیشتر افراد اوتیسم مشاهده می شود، مثل خودآزاری و رفتارهای پرخاشگرانه. این رفتارها ممکن است طولانی مدت باشند و این ثابت می کند که تغییر این گونه رفتارها کار مشکلی است و لذا از سوی افرادی که با او زندگی می کنند و درمانگران و مربیان آموزشی او تلاش مضاعفی را می طلبد. فرمهای خیلی خفیف آن، مشابه یک اختلال شخصیتی همراه با ناتوانی در یادگیری است.



به چه کسی اوتیسم می گوییم؟

اوتیسم یک اختلال نافذ رشد است. بعضی از پزشکان برای افراد اوتیسم از واژه اختلال حواس استفاده می کنند چرا که دامنه دقت آنها پایین و علائم شان متفاوت است. اوتیسم در بعضی از افراد ممکن است اصلا تشخیص داده نشود مخصوصا آنهایی که علائم خفیفی دارند یا چند معلولیتی هستند. محققان چندین معیار برای تشخیص اوتیسم دارند.

بعضی از معیارها که بسیار استفاده می شود عبارتند از:

در بازیهای اجتماعی و تخیلی یا ناتوان هستند یا به گونه ای ضعیف عمل می کنند.

آنها در دوست یابی ناتوانند.

توانایی شروع یا ادامه مکالمه را ندارند.

دارای حرکات کلیشه ای ، تکراری و زبان غیرمعمول می باشند.

به چیزهایی ( الگوهای محدود ) که مورد علاقه شان است به طور غیرعادی توجه می کنند.

به نظر می رسد علاقه مند هستند، کارهای یکنواختی را به صورت روزمره انجام دهند.

به قسمتهایی از اشیا دل مشغولی دارند.

این علائم برای تشخیص اوتیسم کافی نیست آنها اغلب با اختلال نافذ رشد شناخته می شوند و به طریق دیگری مشخص نشده اند. به بعضی از افراد که علائم اتیستیکی دارند و در مهارتهای زبانی رشد خوبی دارند سندرم آسپرگر می گویند. تعدادی از بچه ها در سال های اول زندگی نرمال به نظر می رسند سپس مهارتهای خودشان را از دست می دهند و رفتار اتیستیکی نشان می دهند آنها ممکن است با اختلال از هم گسیختگی کودکی شناخته شوند. "سندرم رت" شامل دخترانی است که ویژگیهایی مثل رشد ناکافی مغز، حمله های ناگهانی، مشکلات عصبی داشته و با رفتارهای اتیستیکی شناخته می شوند."PDD-Nos" ، "آسپرگر"، "CDD" و "سندرم رت" همه در طیف اوتیسم قرار می گیرند. مشکلات شنوایی ممکن است ما را برای تشخیص اوتیسم گیج کند، بچه هایی که دارای تاخیر گفتاری هستند باید از نظر شنوایی چک شوند.

بعضی از بچه ها علاوه بر مشکل اوتیسم دچار مشکل شنوایی هم هستند نیمی از بچه های اتیستیک بهره هوشی زیر 50 دارند، 20 درصد بین 50 تا 70 و 30 درصد بالاتر از 70 می باشند تخمین زدن بهره هوشی در بچه های کوچک اوتیسم مشکل است چون آنها مشکلات رفتاری و زبانی دارند و این امر به نوع تستها و چگونگی طراحی آن بر می گردد. درصد کمی از بچه های اوتیسم نبوغ خاصی دارند. این اشخاص در بعضی از زمینه ها محدودیت هایی دارند، اما مهارتهای فوق العاده ای در زمینه ی موسیقی، ریاضیات، نقاشی یا تجسم فکری دارند.

 

 

علائم رایج اوتیسم چیست؟

بچه هایی که برچسب اوتیسم دارند در رفتارهای اجتماعی دچار مشکل می باشند. افراد اوتیسم ممکن است به هنگام نامیده شدن عکس العملی نشان ندهند و از نگاه کردن به اشخاص اجتناب کنند. آنها اغلب دارای لحن یکنواخت هستند و در واکنش به احساسات دیگران، از طریق حالات چهره ای مشکل دارند و همچنین هنگام صحبت کردن با دیگران در مورد رفتارهای مورد علاقه شان از نگاه کردن به صورت دیگران اجتناب می کنند و آنها از اثر منفی رفتارشان روی افراد اطلاعی ندارند، و به نظر می رسد که از احساسات دیگران در مورد خودشان بی اطلاع هستند.

تعدادی از بچه های اوتیسم درگیر یک سری حرکات تکراری از قبیل حرکت پاندولی وچرخاندن مو با دستهایشان هستند یا رفتارهای خودآزاری از قبیل کوبیدن سر دارند، آنها دوست دارند صحبتهای دیگران را تکرار کنند و به جای به کار بردن ضمیر من ، نام خود یا ضمیر دیگری را به کار ببرند تعدادی از آنها با یک صدای آهنگین در مورد موضوعات مورد علاقه شان صحبت می کنند یا به کسانی که با آنها صحبت می کنند بی اعتنا هستند. آنها در تشخیص صداها، حس لامسه و دیگرحواسشان، پاسخ مناسبی نمی دهند آنها نسبت به درد احساس کمی دارند و ممکن است یکی از حواسشان برتر از دیگری باشد که چنین حسهای غیرمعمولی ممکن است در علائم رفتارهای آنها تأثیر داشته باشد، مثل اجتناب از بغل شدن.

+ آنسوی مه ; ٢:٠٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام هاي ديگران ()   

8 عاملی که روح تان را بیمار می کند

خانه نشینی و بی تحرکی بدنی
محققان کالج دانشگاهی لندن به این نتیجه رسیده اند که کم تحرکی جسمانی با ابتلای به افسردگی و تشدید آن رابطه دارد.

 

به عقیده این محققان، فقط با سه جلسه ورزش در هفته می شود حدود بیست درصد احساسات منفی و افسردگی را کاهش داد.


توصیه می کنیم از هر موقعیتی برای پیاده روی استفاده کنید. برای انجام خریدهای روزانه از ماشین استفاده نکنید و با پای پیاده این کار را انجام دهید.

 

روابط و شرایط آزاردهنده
برای سرو سامان دادن به برخی شرایط بغرنج و خاتمه دادن به روابط نامناسب زمان لازم است.


محققان  بخش پزشکی دانشگاه UCLA به این نتیجه رسیده اند که واکنش های اجتماعی منفی در طولانی مدت باعث بروز التهاب در سلوهای بدن شده و به مرور منجر به بیماری های قلبی عروقی، سرطان و فشار خون بالا می شود.


داشتن روابط زناشویی، خانوادگی، کاری یا حتی روابط دوستانه نامناسب می تواند روی اعتماد به نفس افراد تاثیر منفی بگذارد و استرس و افسردگی ایجاد کند.
اگر شما نیز درگیر چنین روابط بغرنجی شده اید، حتما از یک فرد متخصص کمک بگیرید.

راه رفتن با شانه های افتاده و حالتی خمیده، تاثیری منفی روی خلق و خوی و شرایط روحی افراد می گذارد. البته باید گفت صاف راه رفتن نباید از روی تکبر و غرور باشد که در این صورت، تاثیر بسیار بدتری روی سلامت روان فرد خواهد گذاشت

کمبود خواب
محققان دانشگاه باستیر به این نتیجه رسیده اند که خواب کافی اساس سلامتی بدن است.


زمانی که ما به خواب می رویم، بدن از این فرصت برای تجدید عملکرد ارگان های بدن مانند سیستم عصبی مرکزی، مغز و دستگاه گوارش و ... استفاده می کند.


اگر احساس افسردگی می کنید، احتمالا از کمبود خواب رنج می برید. توصیه می کنیم از سه ساعت قبل از رفتن به رختخواب، لوازم برقی مانند تلویزیون، رایانه، موبایل و غیره را خاموش نمایید و یک محیط آرام برای خود ایجاد کنید.


یک فنجان دمنوش آرامبخش مثل دم کرده گل بابونه میل کنید و نور چراغ های خانه را کم کنید.

 

عکس و فیلم گرفتن از حوادث
این روزها اکثر مردم مشغول فیلم گرفتن از هر اتفاق یا صحنه ای هستند. به طوری که تمام حوادث را از دوربین تماشا می کنند و به خاطر سپردن کامل اتفاق در حال وقوع را از دست می دهند.


البته دیدن این صحنه ها برای خیلی از ما عادی شده است، اما محققان دانشگاه باستیر واشنگتن به این نتیجه رسیده اند هر چه ما بیشتر از وقایع عکس و فیلم بگیریم، بیشتر در به یادآوری حوادث دچار مشکل می شویم.


به خاطر اینکه شما زمانی می توانید جزئیات یک حادثه را به خاطر بسپارید و به موقع به یاد بیاورید که به طور واقعی درگیر آن حادثه شده باشید، نه اینکه در حال ضبط آن باشید. در نتیجه این کار به مرور زمان به حافظه و سلامت روحی شما آسیب می زند.


پس، از این به بعد زمانی که مشغول تماشای صحنه ای هستید، به جای عکس یا فیلم گرفتن از آن، با تمرکز تمام در دنیای واقعی غرق شوید.

 

شبکه های اجتماعی و دنیای مجازی

همین حالا با خودتان فکر کنید، آخرین باری که یک مکالمه ی عمیق و بدون دخالت شبکه های اجتماعی و دنیای مجازی با دوستان، همسر یا یکی از اعضای خانواده تان داشته اید، کی بوده است؟


این روزها خیلی از ما به طور ارادی، خود را در دام دنیای مجازی گرفتار کرده ایم. اما واقعیت این است که در تماس بودن با دوستان و آشنایان در دنیای مجازی یک رابطه واقعی محسوب نمی شود.


به عقیده ی محققان غرق شدن در دنیای مجازی باعث کاهش دقت، تجربیات و احساسات ما می شود و ما را به گونه ای عادت می دهد که توقع داشته باشیم با یک کلیک ناقابل و با سرعت تمام، به خواسته هایمان برسیم. چیزی که در زندگی واقعی امری ناممکن است.


تمام این مسائل باعث سرخوردگی در دنیای واقعی می شود. توصیه ی متخصصان این است که روزی چند ساعت خود را از دنیای مجازی بیرون بکشید و به جسم و روح خود بپردازید. در غیر این صورت امکان بروز اختلالاتی مانند اضطراب و افسردگی بیشتر خواهد شد.

 

حساسیت بیش از حد به مسائل
اگر یک صحبت منفی از طرف یک همکار و یا حتی شلوغی و ترافیک خیابان ها، روزتان را به طور کامل خراب می کند، باید بیشتر حواستان باشد.


نتایج پژوهشی که در روزنامه Psychology Today به چاپ رسیده است نشان می دهد میزان هورمون کورتیزول (هورمون استرس) در افرادی که با کوچک ترین استرس، از نظر روحی به هم می ریزند، بیشتر است.


به عقیده محققان میزان بالای کورتیزول باعث کاهش قدرت سیستم ایمنی بدن و کاهش تراکم استخوانی و همچنین افزایش خطر ابتلا به فشار خون بالا، چاقی و کلسترول خون بالا می شود.


به عقیده محققان یادگیری کنترل استرس می تواند باعث کاهش خطر ابتلا به افسردگی و افزایش سلامت روحی شود.


در نتیجه بهتر است نیمه ی پر لیوان را ببینید و روزتان را با یاد خدا و لبخند آغاز کنید.

 

خمیده بودن

محققان معتقدند که راه رفتن با پشت خمیده چیزی فراتر از یک تنبلی و بی حالی ساده است.


نتایج پژوهشی که در مجله Behavior Therapy and Experimental Psychiatry به چاپ رسیده است نشان می دهد راه رفتن با شانه های افتاده و حالتی خمیده، تاثیری منفی روی خلق و خوی و شرایط روحی افراد می گذارد.


برعکس افرادی که هنگام راه رفتن کمر خود را صاف می کنند، شانه ها را به عقب و چانه را جلو می دهند، سلامت روانی بالاتری دارند و بانشاط تر هستند.


البته باید گفت صاف راه رفتن نباید از روی تکبر و غرور باشد که در این صورت، تاثیر بسیار بدتری روی سلامت روان فرد خواهد گذاشت.

 

نادیده گرفتن نیازهای شخصی
در بین تمام گرفتاری ها و مسئولیت های کاری، خانوادگی و اجتماعی خود، چه زمانی را به شخص خودتان اختصاص می دهید؟


اگر در طول روز زمانی را برای آرامش خودتان در نظر نگیرید، دیر یا زود دچار استرس شده و از نظر روحی به هم خواهد ریخت. 
لذا روزانه حداقل 15 دقیقه را به شخص خودتان اختصاص دهید.


هر کسی نیاز به استراحت روحی دارد تا بهتر بتواند به مسئولیت های دیگر خود برسد. 

منبع

+ آنسوی مه ; ٧:٠٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام هاي ديگران ()   

انواع بیماری و اختلال روانی

خلق همان حالت هیجانی پایدار یک فرد است که گاهی به طور طبیعی در طیفی از شادی وغم در نوسان است . بیماریهای خلقی با احساسهای نابهنجار افسردگی و یأس مشخص میشوند که فرد به صورت مداوم دارای حالتهای مذکور می شود و انواع آن عبارتند از :

الف – بیماری افسردگی : خلق افسرده ، از دست دادن انرژی و علاقه ، احساس گناه ، کاهش تمرکز ، از دست دادن اشتها ، افکار خود کشی یا مرگ و مشکلات خواب و … از علائم آن است که خود به چند دسته اختلال افسردگی اساسی ، افسردگی فصلی ، افسردگی اتیپیک یا غیرنرمال یا فیزئول ، افسردگی مضاعف ، اختلال افسرده خویی و… تقسیم می شود .

ب – بیماری اختلال دوقطبی : همچنان که از اسم آن پیداست دارای دو حالت است که یک حالت آن از علائمی مانند : خلق بالا ، پرش افکار ، کاهش خواب ، افزایش اعتماد به نفس ، خود بزرگ بینی ، افراط در فعالیت ، ولخرجی و افزایش میل . و …. تشکیل شده است و حالت دوم برعکس ، احساس افسردگی می باشد که خود به چند دسته اختلال دو قطبی ۱ ، اختلال دوقطبی ۲، اختلال خلق ادواری و .. تقسیم میشود .

۲-بیماری های اضطرابی :

اضطراب در بعضی شرایط و مواقع امری طبیعی است اما اگر به صورت احساس فراگیری از نگرانی یا وحشت درآید بیماری تلقی می گردد که انواع آن عبارت است از:

الف – اختلال هول (پانیک ) : دوره ای از ترس یا ناراحتی شدید است که ابتدا و انتهای آن مشخص میباشد که اغلب با بازار هراسی همراه می باشد که علائم آن به صورت تپش قلب ، تعریق ، لرزش ، احساس خفگی ، درد سینه ، تهوع ، سرگیجه ، ترس از دیوانه شدن ویا مردن ، مورمور شدن ، سرما لرزه و.. می باشد .

ب – هراس های بیمارگونی (فوبیا) : فرد، ترس مداوم و شدید از موقعیتهای معین یا اشیاء خاص و یا مکانهای خاص دارد و انواع مختلفی مانند هراس اختصاصی ، جمعیت هراسی ، بازار هراسی و … دارد .

ج – اختلال وسواسی – اجباری : وسواس عبارت است از : فکر ، احساس ، اندیشه یا حسی عود کننده و مزاحم و اجبار نیز فکر یا رفتاری آگاهانه ، معیارمند و عود کننده است مانند : شمارش ، وارسی ، اجتناب ، شستشو و … که این افکار وسواسی باعث اضطراب و رفتارهای اجباری باعث کاهش اضطراب می شود .

د- اختلال فشار روانی پس از آسیب (ptsd): مجموعه ای از علائم که پس از مواجهه (دیدن یا شنیدن ) با یک عامل فشار آسیب زای بی نهایت شدید برای فرد بوجود می آید که فرد به صورت ترس و درماندگی به این تجربه پاسخ می دهد و واقعه را دائماً در ذهن خود مجسم می کند و در عین حال می خواهد از یادآوری آن اجتناب کند .

هـ - اختلال اضطرابی فراگیر : اضطراب و نگرانی مفرط در اکثر اوقات روز درباره چندین واقعه یا فعالیت ، طی یک دوره حداقل شش ماهه تعریف می شود.

۳-اختلالات روان پریشانه (سایکوز):

این گونه بیماران به صورت چشمگیر حس واقعیت سنجی آنان مختل می شود و فرد علی رغم داشتن توهم یا هذیان نسبت به بیماری خود بصیرت و آگاهی ندارد که انواع آن عبارتند از :

الف – اسکیزوفرنی : فرد از علائم هذیان ، توهم ، تکلم نابسامان ، رفتار نابسامان ، علائم منفی حداقل ۲ تای آن را به مدت ۶ماه یا بیشتر داشته باشد درصورتیکه علائم کمتر از ۶ ماه باشد به آن اسکیزوفرنی فرم اطلاق می شود .

ب – عاطفه گسیختگی( اسکیزوافکتیو ) : در این بیماری فرد هم خصایص اختلال خلقی و هم خصایص اختلال روانپریشی را دارد .

ج – اختلال هذیانی : اختلالی است که بیمار علامت غالبش عمدتاً یک هذیان ثابت می باشد و سایر حوزه های کارکرد او مشکلی ندارد که انواع مختلفی مانند : بدگمانی یا پارانوئید ، خودبزرگ بینی ، عاشقی ، حسادت و…. دارد .

د- اختلال روانپریشی گذرا: فرد در عرض یک روز تا حداکثر یک ماه به دنبال یک فشار شدید روانی ، اجتماعی ، حس واقعیت سنجی او مختل شده باشد .

۴- اختلالات شبه جسمی :

این نوع اختلالات عبارتند از : نشانه های جسمانی که عارضه ای طبی را تداعی می کنند ولی با هیچ عارضه طبی یا مصرف موادی خاص یا اختلال روانی دیگر قابل توجیه نمی باشند که انواع مختلف آن :

الف – اختلال جسمانی کردن : علائم مختلف جسمی متعدد است که با معاینات جسمانی و بررسی آزمایشات کافی قابل توجیه نمی باشند .

ب – اختلال تبدیلی : یک یا چند نشانه عصبی ( مثلاً ، فلجی ، کوری ، لنگیدن ، بی حسی ، غش کردن ) که با یک اختلال طبی یا عصبی شناخته شده قابل توجیه نبوده و با عوامل روانشناختی واسترس شروع و تشدید شود .

ج – خودبیمارانگاری : اشتغال ذهنی بیمار با ترس از بیمارشدن یا اعتیاد وی مبنی بر ابتلا به یک بیماری جدی .

د- اختلال بدریختی بدن : اشتغال ذهنی یا نقص تخیلی (مثل بینی بدریخت ) یا تحریف مبالغه آمیز یک عیب خفیف و جزیی در ظاهر جسمانی است .

هـ - اختلال درد : وجود دردی که مرکز اصلی توجه بالینی است . عوامل روانشناختی نقش مهمی در این اختلال به عهده دارند .

در تمام اختلالات ذکر شده اختلال ناشی ا زمصرف مواد و اختلال ناشی از طبی عمومی نیز باید به آنها اضافه کرد .

اختلالات . : اختلالات تجزیه ای ، اختلالات خوردن ، اختلالات خواب ، اختلالات شخصیت ، اختلالات ناشی از سوء مصرف مواد ، اختلالات فراموشی و دمانس و …. از دیگر اختلالات مربوط به بیماریهای اعصاب و روان می باشد

+ آنسوی مه ; ٦:٤۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام هاي ديگران ()   

بیماری های روانی – روحی و باورهای غلط درمورد آنها

۱. اختلال شخصیت‌ ضداجتماعی

باور نادرست: کسی که از ارتباطات اجتماعی دوری کند، «ضداجتماع» نامیده می‌شود.

این بیشتر یک اشتباه معنایی است. خیلی‌ها کسانی را که دوست ندارند در جمع‌های اجتماعی شرکت کنند را ضداجتماع می‌نامند. درواقع این افراد خیلی‌اوقات مهربان و خیر هم هستند حتی اگر معمولاً اینطور به نظر نرسند.

اختلال شخصیت ضداجتماع در بزرگسالانی دیده می‌شود که با رفتار خشونت‌آمیز، دروغ‌گویی، دزدی یا به طور کل رفتار بی‌ملاحظه و بدون نگرانی از ایمنی و امنیت خودشان و دیگران، حقوق دیگران را نادیده می‌گیرند. آنها معمولاً افرادی برون‌گرا هستند که دقیقاً متضاد کسانی هستند که عموماً ضداجتماع خوانده می‌شوند که معمولاً برای احساسات دیگران ارزش زیادی قائل هستند. این افراد فقط کمی خجالتی هستند یا دچار مشکلاتی مثل اوتیسم، افسردگی، اختلال اضطراب اجتماعی یا اختلال شخصیت خوددار (AvPD) می‌باشند. AvPD که در کسانیکه بخاطر ترس شدید از طرد شدن از جمع‌های اجتماعی دوری می‌کنند، دیده می‌شود، می‌تواند یکی از دلایل این اشتباه معنایی باشد.

۲. اختلال شخصیت چندگانه

باور نادرست: افراد مبتلا به اختلال شخصیت تجزیه‌ای یا شخصیت چندگانه مدام رفتار خود را تغییر می‌دهند و وقتی بین شخصیت‌های مختلف جابه‌جا می‌شوند یادشان می‌رود چه اتفاقاتی می افتاده است.

خیلی‌ها اعتقاد دارند که وجود این بیماری به طور کل یک باور نادرست است اما اجازه بدهید تصور کنیم که وجود دارد.

افراد مبتلا به آن بین دو تا صد شخصیت مختلف می‌توانند داشته باشند که به طور متناوب بر بدن آنها چیره می‌شود. این شخصیت‌های متناوب همیشه هم تغییرات شدید و برجسته در ظاهر و رفتار ایجاد نمی‌کند، به همین دلیل دیگران متوجه این تغییرات نمی‌شوند. بسیاری از افراد مبتلا به اختلال شخصیت تجزیه‌ای متوجه می‌شوند که می‌توانند تغییرات مختلفی انجام دهند و حتی قبل از درمان این افراد را می‌شناسند. این امکان وجود دارد که یک شخصیت به خاطر نیاورد که در زمان تغییر به یکی دیگر از شخصیت‌ها چه اتفاقاتی افتاده است و این مسئله حس فراموشی ایجاد می‌کند اما به طور کل از آنچه اتفاق می‌افتد آگاهند، فقط به طور فعال در آن درگیر نمی‌شوند. معمولاً گروه شخصیت‌ها می‌توانند به راحتی با هم ارتباط برقرار کنند و حتی برای پنهان کردن متعدد بودن خود می‌توانند با هم همکاری کنند. برخی از افراد مبتلا به اختلال چند‌شخصیتی ترجیح می‌دهند تحت درمان قرار نگیرند تا یک شخصیت را انتخاب کرده و دست از تغییر شخصیت‌های مختلف بردارند زیرا راحت‌تر هستند که با چندین شخصیت زندگی کنند.

۳. اختلال در خواندن

باور نادرست: همه افراد مبتلا به اختلال خواندن قادر به خواندن نیستند زیرا حروف را به ترتیب نادرست می‌بینند.

این درواقع دو باور نادرست در یک باور است اما باورهای نادرست دیگری هم درمورد اختلال خواندن وجود دارد. اولی این است که افراد مبتلا به اختلال خواندن قادر به خواندن نیستند. واقعیت این است که بیشتر آنها یاد می‌گیرند بخوانند اما اگر کمک مناسب به آنها داده نشود، خیلی کند یاد می‌گیرند و سطح سرعت خواندن و درک مفاهیمشان پایین می‌ماند. اما این هم همیشه درست نیست: بسیاری از بچه‌های مبتلا به اختلال خواندن یاد می‌گیرند که چطور ناتوانی خود در خواندن را تا کلاس چهارم و پنجم یا حتی بیشتر پنهان کنند.  و اگر معلمشان کسی باشد که با اختلال خواندن آشنایی داشته باشد، می‌توانند خواندن را خیلی خوب بیاموزند.

نیم دیگر این باور نادرست این است که مشکلی که افراد مبتلا به این اختلال با خواندن دارند به این دلیل است که حروف را خارج از ترتیب متعارف آن می‌بینند. شاید به نظر مشکل این باشد زیرا در سردرگمی برای خواندن و فهمیدن یک کلمه، حروف و صداها را قاطی می‌کنند و بعضی افراد مبتلا به این اختلال چپ و راست را اشتباه می‌گیرند. اما این دلیل این مشکل نیست. اختلال خواندن بیشتر به طرز فکر کردن افراد بستگی دارد تا مشکل در پردازش اطلاعات بصری.

۴. شیزوفرنی


باور نادرست: 
افراد مبتلا به شیزوفرنی صداهایی در مغز خود می‌شنوند.

همه ما چیزهایی درمورد شیزوفرنی شنیده‌ایم اما برخلاف آنچه اغلب افراد تصور می‌کنند، همه افراد مبتلا به شیزوفرنی در مغز خود صدا نمی‌شوند. توهمات شنیداری در افراد مبتلا به شیزوفرنی بسیار متداول است اما این صداها معمولاً مربوط به چیزهایی بیرون از جسم آنهاست نه درون مغزشان. بعلاوه، همه افراد مبتلا به شیزوفرنی علائم یکسانی را تجربه نمی‌کنند. این افراد ممکن است دچار توهمات (چیزهایی ببینند یا بشنوند که واقعاً وجود ندارد)، وهم (باور کردن نظرات نادرست)، افکار درهم‌ریخته، فقدان تاثیر (عدم نمود احساسات) یا در شیزوفرنی کاتاتونیک حتی تمایل نداشتن به حرکت کردن شوند. شیزوفرنی اختلالی بسیار پیچیده است که علائم مختلفی می‌تواند داشته باشد. (دقت کنید که شخصیت‌های چندگانه از علائم شیزوفرنی نیست و خود یک اختلال مجزاست که بررسی کردیم).

۵. اختلال طیف اوتیسم

باور نادرست: اوتیسم اختلالی ویرانگر است که باعث می‌شود فرد هیچ عملکرد اجتماعی نداشته باشد.

باورهای نادرست زیادی درمورد اوتیسم وجود دارد اما به نظر می‌رسد این یکی از متداول‌ترین آنها باشد. خیلی‌ها وقتی نام اوتیسم به گوششان می‌خورد، بچه‌هایی به ذهنشان می‌رسد که دائماً در دنیای خودشان زندگی می‌کنند و قادر به حرف زدن یا ارتباط برقرار کردن با دیگران نیستند، بی هیچ دلیلی کج‌خلقی می‌کنند و هیچوقت نمی‌توانند بخشی عادی از جامعه باشند. اما، اوتیسم به دلیلی اختلال طیفی نامیده می‌شود: مبتلایان اوتیسم از کسانیکه قادر به برقراری ارتباط به هیچ طریقی با دیگران نیستند تا کسانیکه زندگی‌هایی عادی و پربازده دارند اما فقط کمی نسبت به دیگران عجیب‌تر و غیرعادی هستند، را شامل می‌شود.

اوتیسم حاد هم باعث بر هم خوردن کامل زندگی افراد نیست. حتی افراد اوتیسمی با پایین‌ترین عملکرد هم می توانند زند‌گی‌های خوبی داشته باشند. حتی بچه‌هایی بوده‌اند که با قرار گرفتن تحت درمان‌های ویژه توانستند از علائم مربوط به اوتیسم بهبودی یابند و سازمان‌ها و افراد بسیاری به دنبال درمان اوتیسم هستند. متاسفانه، این سازمان‌ها کسانی هستند که با تمرکز بر عملکرد اجتماعی ضعیف افراد مبتلا به اوتیسم این باور خاص را در میان عموم منتشر می‌کنند و وجود افراد مبتلا به اوتیسم با عملکرد اجتماعی بالا را به کل نادیده می‌گیرند.

۶. اختلال بیش‌فعالی با کمبود توجه (ADHD)

باور نادرست: افراد مبتلا به (ADHD) قادر به توجه کردن به چیزی نیستند.

بیش‌فعالی اختلالی است که در سال‌های اخیر بسیار معروف شده است، بنابراین مطمئن هستیم که همه شما نام آن را شنیده‌اید. اما برای آن دسته از شما که چندان آشنایی با آن ندارید، باید بگوییم که افراد مبتلا به بیش‌فعالی برای تمرکز کردن بر روی کارهای خود دچار مشکل هستند و ممکن است بسیار فعال باشند و بدون انگیزه و فکر قبلی رفتار کنند. اما این درست نیست، زیرا به نظر می‌رسد که گاهی افراد مبتلا به ADHD فقط نمی‌توانند توجه کنند. خیلی از آنها می‌توانند به چیزهایی که به نظرشان جالب و جذاب می‌رسد توجه کنند، درست مثل خیلی از ما که در کارهای خسته‌کننده حواسمان پرت می‌شود و به کارهای جالب بیشتر توجه می‌کنیم. و درواقع بعضی‌ها به این دلیل قادر به تمرکز کردن نیستند که بیش از اندازه تمرکز می‌کنند. آنها به همه‌ تصویرها، صداها و بوهای اطرافشان توجه می‌کنند نه فقط کاری که پیش رویشان است. آنها باید یاد بگیرند که با سایر محرک‌های جالب‌توجهشان کنار بیایند و بیشتر توجهشان را صرف چیزی کنند که اهمیت دارد.

۷. اختلال لالی انتخابی

باور نادرست: فرد مبتلا به لالی انتخابی یا از حرف زدن امتناع می‌کند و یا در گذشته مورد آزار قرار گرفته یا ترسیده است.

این تنها اختلال در این لیست است که شاید آن را به اسم نشنیده باشید، بااینحال تصور می‌کنیم باورهای نادرست مربوط به آن را شنیده باشید. این اختلالی است که باور نادرست مربوط به آن بیش از سایر باورهای نادرست مربوط به اختلالات روحی-روانی تداول پیدا کرده است، نه فقط در میان عموم مردم بلکه حتی بین متخصصین.

لالی انتخابی اختلالی است که تقریباً همیشه در کودکی پدیدار می‌شود. فرد مبتلا به لالی انتخابی  می‌تواند خیلی خوب حرف بزند اما حرف نمی‌زند و گاهی‌اوقات حتی به طرق دیگر هم ارتباط برقرار نمی‌کند. تعداد قابل توجهی از والدین، معلمین و روانشناسان که با این دسته افراد کار می‌کنند باور دارند که آنها انتخاب کرده‌اند که شاید در تلاش برای کنترل دیگران، حرف نزنند اما اینطور به نظر می‌رسد که اکثر این افراد دوست دارند حرف بزنند اما نمی‌زنند چون می‌ترسند. اکثریت قابل‌توجهی از  مبتلایان لالی انتخابی همچنین از اختلال اضطراب اجتماعی نیز رنج می‌برند و سکوت برای آنها تنها راه کنار آمدن با موقعیت‌های استرس‌زا به نظر می‌رسد. تنبیه کردن کودکی برای حرف نزدن، کاری که خیلی از افرادی که به این باور نادرست اعتقاد دارند، به طور متناقضی کودک را مضطرب‌تر کرده و درنتیجه تمایل او برای حرف زدن کمتر خواهد شد.

اما اگر کسی را مبتلا به لالی انتخابی نمی‌شناسید، ممکن است هنوز به باور نادرستی که در رسانه‌ها پخش می‌شود، معتقد باشید: برخی کودکان و نوجوانان به طور کل دست از حرف زدن می‌کشند، مگر با یک یا دو نفر، زیرا از چیزی ترسیده‌اند یا مکرراً مورد آزار قرار گرفته‌اند. بااینکه بسیاری افراد بعد از چنین ضربه‌هایی ساکت می‌شوند، اما این سکوت معمولاً چند هفته بیشتر طول نمی‌کشد نه ماه‌ها یا سال‌ها. بیشتر افراد در سنین بالاتر یا در اثر ضربه یا آزار دچار لالی انتخاب نمی‌شوند.

۸. اختلال خودآزاری

باور نادرست: افرادیکه از قصد رگ خود را می‌زنند، خود را می‌سوزانند یا به هر طریقی به خود آسیب می‌زنند، یا قصد کشتن خود را دارند و یا به دنبال توجه هستند.

افراد زیادی، به ویژه نوجوانانی که از اختلالات روانی مختلفی رنج می‌برند، با آسیب فیزیکی رساندن به خود با این رنج درونی کنار می‌آیند. بااینکه به نظر می‌رسد خودآزاری این روزها متداول‌تر شده است، اما باورهای نادرست و شایعات درمورد قصد و نیت این افراد هنوز از میان نرفته است.

هر طور هم که به نظر برسد، خودآزاری اقدام به خودکشی نیست که با شکست مواجه شده باشد. برخی از این افراد سالها به طور مکرر به خود آسیب می‌زنند بدون اینکه هیچیک از این آسیب‌ها زندگی آنها را تهدید کند که اگر این تلاش‌های برای خودکشی بوده باشد آمار قابل‌توجهی از شکست به حساب خواهد آمد. بسیاری از کسانیکه خودآزاری می‌کنند سعی می‌کنند با رها کردن احساسات خود به طریقی ایمن‌تر، از خودکشی اجتناب کنند.

خیلی‌ها هم تصور می‌کنند که افراد خودآزار فقط به دنبال توجه هستند. این درمورد برخی از آنها درست است، مخصوصاً ازآنجاکه خودآزاری این روزها مورد توجه بیشتری قرار گرفته است اما اکثر این افراد سعی می‌کنند با پوشیدن لباس‌های آستین بلند و شلوارهای بلند، آسیب‌هایی که به خود رسانده‌اند را بپوشانند. خیلی از افراد خودآزار ناامیدانه می‌خواهند کسی رفتار آنها را تشخیص دهد تا به آنها کمک کند اما بیشترشان از واکنش دیگران درمورد این رفتار خود می‌ترسند و از خودشان خجالت می‌کشند. علاوه‌براین، حتی اگر کسی تصمیم بگیرد برای جلب توجه به خود آسیب برساند، باید ببینید چه مشکلی باعث شده که او حاضر باشد برای گرفتن توجه دیگران تا این اندازه به خود آسیب برساند؟

۹. اختلال وسواس فکری-عملی

باور نادرست: افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی همیشه نگران میکروب‌ها هستند و تمیزی برایشان خیلی مهم است.

بیشمار کسانی هستند که چون فکر می‌کنند خیلی تمیز هستند و درمورد پاکیزگی‌شان بسیار دقت دارند پس وسواسی به حساب می‌آیند. بیشتر افراد تصور می‌کنند که افراد مبتلا به وسواس کسانی هستند که جنون تمیزی دارند و نمی‌دانند که این بیماری بسیار پیچیده‌تر از آن است.

وسواس فکری-عملی یک اختلال اضطرابی است که دو خصوصیت دارد: اول اینکه افراد مبتلا به آن افکار مکرر ناخواسته، معمولاً درمورد چیزی که برایشان آزاردهنده است یا اصلاً در شخصیتشان نمی‌گنجد، دارند. وسواس داشتن نسبت به میکروب‌ها یا آلودگی، یا درست قفل نکردن درها یا خاموش نکردن گاز بسیار متداول است. همچنین افکاری مثل فکر کردن به اتفاقات بدی که شاید برای خانواده بیفتد، درمورد آسیب رساندن یا کشتن یک نفر، انجام کاری که در مذهبشان حرام شمرده می‌شود یا هر فکر نامطلوب دیگر نیز بسیار شایع است. دوم اینکه، این افراد تصور می‌کنند که انجام برخی آداب خاص باعث می‌شود از خطر دور بمانند؛ مثل شستشوی مداوم دست‌هایشان، مرتب نگه داشتن خانه‌شان، چک کردن اینکه درها حتماً قفل باشند، فکر کردن به برخی کلمات خاص، دوری از اعداد عجیب و غریب یا هر چیز قابل‌تصور دیگر. البته انجام این کارها باعث دور شدن طولانی مدت آن افکار نمی‌شود، به همین خاطر این آداب و مراسم‌ها مرتب تکرار می‌شود.

همه کسانیکه دچار وسواس هستند نگران میکروب‌ها نیستند یا آدابی که شنیده‌اید را به جا نمی‌آورند. ایدآل‌گرایی یا تمیزی؟ بااینکه بسیاری از افراد وسواسی ایدآل‌گرا هستند، اما این بیشتر به اختلال دیگری مربوط است. این اختلال، اختلال وسواس فکری-عملی شخصیتی است و با این اختلال تفاوت دارد. یکی از تمایزات آنها این است که افراد مبتلا به وسواس فکری-عملی شخصیتی، عادات خود را بخشی از خود و کاملاً مطلوب می‌دانند درحالیکه افراد مبتلا به اختلال وسواس، خودشان از عادت‌هایشان عذاب می‌کشند.

۱۰. کلیه اختلالات روحی-روانی

باور نادرست: بیماری‌ها و مشکلات روحی-روانی فقط در مغز شما هستند و اگر واقعاً بخواهید و اراده کنید می‌توانید بر آنها پیروز شوید.

این عمده‌ترین باور نادرست درمورد بیماری‌های روحی است، نه فقط به این دلیل که کلی است، بلکه شاید بتوان گفت مخرب‌ترین باور در این لیست است زیرا می‌تواند باعث شود افراد کمک موردنیاز خود را دریافت نکنند. بعضی افراد هنوز باور دارند که بیماری‌های روحی همه تصوری از مبتلایان آن هستند یا کسانیکه از بیماری‌های روحی-روانی رنج می‌برند، نمی‌توانند آنقدر مشکل داشته باشند و یا اهمیتی بر غلبه بر این مشکلات خود نمی‌دهند.

این واقعیت که بسیاری علائم این بیماری‌ها در افراد مختلف دیده می‌شود، بیانگر این است که اینها واقعی هستند–هرکدام از بیماران نمی‌توانند به تنهایی این علائم را ابداع کرده باشند. هر اختلال روحی به طور جدی بر زندگی فرد مبتلا اثر می‌گذارد، درغیراینصورت یک اختلال نامیده نمی‌شود. و غلبه بر آنها هم به این سادگی‌ها نیست. اکثر اختلالات روحی-روانی بر اثر تفاوت مغزی یا عدم توازن موادشیمیایی درون آن ایجاد می‌شود. حتی اگر دلایل بروز این بیماری‌ها غیرفیزیکی باشد، فراموش کردن یک الگو یا عادت رفتاری بسیار سخت است. علاوه براینکه، خود اختلال باعث خواهد شد که فرد به دنبال کمک نباشد: افراد مبتلا به افسردگی تصور می‌کنند که هیچ پزشکی قادر به مداوای آنها نیست و برای پیدا کردن دکتر مناسب خود خسته هستند. اگر می‌شد فقط با خواستن و اراده کردن بر بیماری‌های روحی-روانی غلبه کرد، دنیا پر از مردمانی شادتر و خوشبخت‌تر بود!

+ آنسوی مه ; ٦:۳۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام هاي ديگران ()   

اصطلاحات آناتومیکی سیستم عصبی مرکزی:


مغز Brain (encephalon)
مخ Cerebrum
مخچه Cerebellum
بخشی از مغز که مشتمل بر هیپوتالاموس،تالاموس و اپی تالاموس می باشد Diencephalon
بصل النخاع Medulla oblongata
بخشی از ساقه مغز موسوم به پل Pons
مغز میانی Midbrain
نخاع Spinal cord
سخت شامه dura mater 
عنکبوتیه Arachnoid mater 
نرم شامه Pia mater 
مغز خلفی Hind brain 
جسم پینه ای Corpus callousum 
طاق مغزی Fornix 
داس مخ (صفحه ی داسی شکلی که در شکاف طولی بین دو نیمکره قرار گرفته است) Falxcerebri 
درخت زندگی Arbor vitea 
کرمینه vermis 


اصطلاحات آناتومیکی سیستم عصبی محیطی Peripheral nervous system:
اعصاب مربوط به سر و پشت Craniospinal nerves
سیستم عصبی سمپاتیک Sympathicus (thoracolumbar)
سیستم عصبی پاراسمپاتیک Parasympathicus (craniosacral)
سلولهای عصبی (نورون ها) Nerve cells (neurons)
نورون های حسی (آورنده تحریکات) Sensory neurons (afferent)
نورون های حرکتی(برنده تحریکات) Motoneurons(efferent)
نورون های میانی(متصل کننده) Interneurons (connector)


لوب ها و شیارها:

لوب پیشانی Frontal lobe
لوب آهیانه Parietal lobe
لوب گیجگاهی Temporal lobe
لوب پس سری Occipital lobe
شیار Sulcus (sulci)
چین های مغز که بوسیله sulcus (شیارها ) از یکدیگر جدا می شوند Gyrus( gyri )
شیار مغزی anfractuosity
شکاف، ترک Fissure
شیار قدامی افقی میانی Anterior media f.
شیار مغزی درقاعده لوب بویایی Basirhinal f.
شیار بروکا: شیاری که سومین شکنج پیشانی چپ را احاطه می کند broca’s f.
شیاری که بین لوب میخی و لبول زبانی روی سطح میانی مغز قرار دارد Calcarine f.
شیار پینه ای – حاشیه ای: 
شیاری که روی سطح میانی هر نیمکره مغز مابین جسم پینه ای و حاشیه سطح مغز قرار دارد Callosomarginal f.
شیار بین جداری: شیاری که شکنج های جدار مغز را از یکدیگر مجزا میکند Interparietal f.
شیار سیلویوس: شیاری عرضی که لوب های میانی و قدامی مغز را از یکدیگر جدا می کند Fissure of sylvius
شیار مرکزی ،شیار رولاندر:
شیار بین لوب های پیشانی و آهیانه ای نیمکره های مخ Central f. ,Rolando's f.
شیار عمیقی که بین نیمکره های مغز قرار دارد longitudinal
شیار ورنیکه: شیاری که لوب های آهیانه ای و گیجگاهی را از لوب پس سری جدا می کند Wernicke’s f.
شیار مغزی دوشاخه ای که یک تنه ی مشترک دارد Zygal f.



بیماری های سیستم عصبی:
پیدایش حرکات مکرر ، غیرارادی ،کند وزیاد(پیدایش حرکات بی هدف تقریبا به شکل کرم در دست و پا که معمولا ناشی از ضایعات مغزی است) athetosis 
لرزش ،یک نوع آریتمی و حرکات متناوب که مکن است درهر قسمت بدن ایجاد شود tremor
کندی حرکات دست و پاها Essential tremor
قطع ارتباط عصب با یک عضو یا بخش denervation
تخریب یا ازدست رفتن غلاف میلین یک یا چند عصب میلولیزه نام دارد demylination
سیرنگومیلی:
سندرومی با پیشرفت آهسته و اتیولوژی متغیر که درآن حفراتی در قطعات مرکزی نخاع وعموما درناحیه گردن ایجاد میشود syringomyelia
فراموشی، اختلال بیمارگونه درخاطره amnesia
پارکینسونیسم، گروهی از اختلالات عصبی که با هیپوکینزی ،لرزش و سفتی عضلانی شناخته میشود parkinsonism
بیماری هانتینگتون
یک بیماری ارثی که دراثر نقص در یک ژن ایجاد میشود Huntington’s disease
خونمردگی ، کوفتگی مغز cerebral contusion
نقص در کار ستون فقرات Amyelineuria 
آتروفی نخاع ، کوچک شدن نخاع شوکی Amyelotrophy 
نقص عقل ،فقدان هوش ، نقص در عمل مغز با درجات مختلف که اغلب مادرزادی است amentia 
نقص عقلی همراه با ضایعات پوستی در صورت و پوست سر Nevoid amentia 
آپراکسی، ناکاری:
عدم توانایی در به کاربردن اشیا به طور صحیح که این وضعیت معمولا به علت ضایعات قشر مغز است apraxia 
بی حرکتی ناشی از درد عضلانی شدید a. algera 
آپراکسی بی حرکتی ،ناتوانی در انجام دادن حرکت ارادی Akinetic a. 
آپراکسی فراموشی : ناتوانی در انجام حرکتی که دستور داده شده به علت به خاطر نیاوردن اصل دستور Amnestic a. 
آپراکسی تحریکی :ناتوانی در بکار بردن درست یک شیئ Innervations a. , motor a. 
آپراکسی ادراکی :ناتوانی در بکار بردن درست یک شیئ به علت درک نکردن هدف مورد نظر Sensory a. 
ضعف و ناتوانی asthenia 
میاستنی گراویس : نوعی فلج عضلانی مزمن و پیشرونده بدون آتروفی Myasthenia gravis 
حمله ناگهانی یا عود یک بیماری Seizure
سندروم بندیکت : فلج یک طرفی عصب محرک مشترک چشمی (زوج 3 ) با لرزش های خشن اندام های طرف مقابل که در نتیجه ی ضایعه مغز میانی است Benedikt’s syndrome 
سکته stroke
گروهی از بیماری ها که با تجمع پروتئن هایی غیر محلول در ارگان ها و با اختلال عملکرد ارگان مشخص میشود amyloidosis 
آنوریسم : اتساع موضعی دیواره یک شریان aneurysm 
آفازیا : نقص یا از دست رفتن قدرت بیان و تکلم aphasia 
آستروسیتوما : تومور متشکل از آستروسیت ها (یک سلول نوروگلی با منشا اکتودرمی بازوائوفیبروز) astrosytoma 
گیجی confusion 
کما : حالت بیهوشی شدید ، اغما coma
زوال عقل dementia 
التهاب مغز encephalitis 
گلیوما : تومور گره های عصبی glioma 
آب آوردن سر hydrocephalus 
مربوط به نتیجه حاصل از یک ضربه که در محل مقابل نقطه برخورد به وجود می آید مثلا در جمجمه contrecoup injury 
تشنج convulsion 
ایجاد چرک یا آبسه در بافت مغز Encephalopyosis 
انسفالوسل : فتق بخشی از مغز و پرده های منن‍‍‍‍‍ژ از طریق نقص مادرزادی ،تروماتیک یا به دنبال جراحی encephalocele 
سنگ مغزی Encephalolith 
نرم شدن بافت مغز Encephalo malacia 
یک بیماری ویروسی اسب ها که به انسان سرایت میکند وبه صورت مننگوانسفالیت تظاهر میکند western equine(WEE) 
نوعی انسفالیت اپیدمیک است که توسط فلاوویروس ها ایجاد شده واز راه گزش پشه منتقل می شود. این بیماری در آسیای شرقی و جنوبی و جزایر آن دیده می شود Japanese B E 
مالتیپل اسکلروزیس: یک بیماری خودایمنی است که بافت چربی به نام میلین که اطراف فیبرهای عصبی هستند ازبین می رود Multiple sclrosis (MS) 
داء الرقص ، کره : بیماری عصبی که با حرکات غیر ارادی نامنظم مشخص می شود (در این بیماری حتی حرکات ارادی نیز ناگهانی است) chorea 
نوعی کره بدخیم که با مانی همراه بوده و اغلب کشنده است Chorea insaniens 
داء الرقص تقلیدی : کره ای که به علت تقلید ایجاد می شود Chorea mimetic 
کره سیدنهام : کره معمولی و بدون عارضه Sydenham’s chorea 
کره هانتینگتون : ضایعه ای پیشرونده و ارثی که با حرکات نامنظم ، اختلال تکلم و نقص عقل مشخص می شود Huntington’s chorea 
شیدایی بل ، مانی حاد هذیانی: 
سایکوز شدیدی که در آن هذیان با فعالیت سایکوموتور مانی ترکیب می شود و قبل از پیدایش الکتروشوک مهک بوده است Bell’s mania 
از دست رفتن حس و پارستزی : التهاب چند عضله با هم همراه با از بین رفتن رفلکس ها polyneuromyositis 
سکته کاذب : حالتی شبیه آپوپلکسی (سکته) ولی بدون خون ریزی Pseudo apoplexy 
سایکونوروز : اختلال فکری با مبدا روانی که نشانه های بیماری های عملی را در اعصاب ایجاد می کند psychoneurosis 
کوتاهی سر clino cephaly 
درد تحریکات ضربه ای nociperception 
ناهنجاری مادرزادی دست و پا peromelia 
ناتوانی در سخن گفتن بعلت ضایعه مرکز گویایی aphemia 


اقدامات:
بریدن بافت مغز encephalotomy 
نوعی رادیوگرافی از فضاهای محتوی مایع در داخل جمجمه که به دنبال کشیدن مایع نخاعی و تزریق گاز دیگری انجام می شود encephalography 
اندآرترکتومی : شایع ترین عمل جراحی برای درمان بیماران با سابقه ایسکمی گذرای مغزی carotid endarterectomy 
خرد کردن عصب neurotripsy 
برش عرضی قطعات نخاع Transection of spinal cord tract 
جایگزین کردن صفحه جمجمه replacement of skull plate 
ترفین :مته ای که برای سوراخ کردن دایره ای یا دکمه مانند جمجمه بکهر می رود trephine 
کاهش فشار درون جمجمه از راه ایجاد دریچه و قطع سخت شامه decompression 
تخلیه لخته های خونی که به علت عبور خون از دیواره رگ ها و تجمع آن در بافت ایجاد شده از داخل جمجمه Drainage of an intracerebral hematoma 
برداشتن نیمکره مغز hemispherectomy 
برطرف کردن تمام مواد بیرونی و ضدعفونی کردن بافت های آلوده و از کار افتاده مغز Debridement of the brain 
برداشتن و قطع رویش های زاید یا سایر مواد از دیواره بطن ها و یا مغز به وسیله کورت یا قاشقک curettage 
جراحی پلاستیک جمجمه cranioplasty 
منحرف کردن مسیر سیاهرگ بطنی پایین که از لوب گیجگاهی می آید به خارج از جمجمه extra cranial ventricular shunt 
ایجاد ارتباط بین یک بطن مغز برای زهکشی مایع مغزی نخاعی به منظور درمان هیدروسفالی ventriculostomy 
برش طناب نخاعی chordtomy 
تکنیک جراحی استرئوتاکسیک برای ایجاد ضایعاتی در گلوبوس پالیدوس به منظور درمان اختلالات اکستراپرامیدال pallidotomy 
کاتریزاسیون ( سوزاندن)عروق خونی کوروئید در نرم شامه cauterization of choroid plexus 
کاشتن محرک های عصبی داخل جمجمه ای Implantation of intracranial neurosimulators 


اصطلاحات اختلالات رفتاری:
اضطراب، نگرانی anxiety
حالتی از بی قراری که منجر به تغییر وضعیت پاها می شود Anxieties tibia rum
تشویش بی دلیل:نگرانی و اضطراب بدون علت خاصی Free-floating anxiety
ترس تنهایی:نگرانی و ترس حاصل از دور شدن اشخاص مورد علاقه و اطرافیان که در اطفال 6 تا 10 ماه دیده می شود Separation anxiety
خود گرایی:تمایل بیمارگونه به تمرکز افکار روی شخص خود وداشتن آرزوهای خیالبافانه و افسانه هایی برخلاف واقعیت همراه با کناره گیری شدید و دوری از آمیزش با مردم autism
اختلال دو قطبی Bipolar disorder
افسردگی depression
اختلال روانی به صورت افسردگی و اختلالات شعور dysthymia
خیال باطل ،هذیان delusion
خیال باطلی که بیمار احساس ناشایستگی و بیهودگی می کند Depressive delusion
خود بزرگ بینی ،خیال باطلی که بیمار خیال میکند دارای اهمیت ،قدرت و سلامت است delusion Of grandeur
خیال باطلی که بیمار فکر میکند قسمتی از بدنش را ازدست داده یا جهان موجودیت خود را از دست داده است delusion Of negation
خیال باطل نیهیلیستی :
بیمار عقیده دارد خودش و بیماران دیگر به زودی از بین خواهند رفت Nihilistic delusion
بیمار تصور می کند مورد زجر و آزار و تهمت قرار گرفته و به او آسیب رسانده اند delusion Of persecution
توهم، بیهوده انگاری hallucination
جنون ،دیوانگی، شیدایی یا سرخوشی mania
اختلال هراس،دستپاچگی Panic disorder
سندرم سازش عمومی: تمام عکس العمل های غیر اختصاصی بدن هنگام مقابله با استرس General adaptation syndrome
سندرم هرنر:تنگ شدن مردمک ،گود رفتن چشم،تنگ شدن شکاف پلکی، پرخونی گونه وعدم تعریق در صورت،که درنتیجه ی فقدان عصب گیری سمپاتیک است Horner's syndrome
تکرار مرضی کلمات Echolalia 
جاری شدن زیاد کلمات بر زبان Lalorrhea 
شیزوفرنی (اسکیزوفرنی)، جنون جوانی : اختلال روانی مزمنی که با از دست دادن همگامی اجتماعی ، خودگرایی، دمدمی مزاجی و انجام کار بیجا و غیر مقتضی مثلا به علت وهم و خیال و فریب و دلخوشی بی اساس مشخص می شود Schizophrenia


اختصارات سیستم عصبی:
سیستم عصبی خودکار Autonomic Nervous System ANS
پتانسیل برانگیخته شنوایی ساقه مغز Brain stem Auditory Evoked Potentials BAEP
جریان خون مغزی Cerebral Blood Flow CBF
سیستم عصبی مرکزی Central nervous system CNS
مایع مغزی نخاعی Cerebrospinal Fluid CSF
حادثه عرو ق مغزی،
ضربه مغزی Cerebro vascular Accident CVA
واکنش های تاندون عمقی Deep Tendon Reflexes DTR
فشار درون جمجمه ای Intracranial Pressure ICP
نورون حرکتی تحتانی Lower Motor Neuron LMN
سوراخ کردن کمر برای بیرون کشیدن مایع Lumbar Puncture Lp
هیدروسفالی با فشار نرمال Normal-pressure Hydrocephalus NPH
سیستم عصبی محیطی Peripheral nervous system PNS
پتانسیل برانگیخته جسمی -حسی Somatosensory evoked potentials SEP
حمله گذرای ایسکمیک Transient Ischemic Attack TIA
نورون حرکتی فوقانی Upper motor Neuron UMN
پتانسیل برانگیخته بینایی Visual evoked potentials VEP
مالتیپل اسکلروزیس Multiple Sclerosis MS
ایسکمی گذرای مغزی Transient ischemic attact TIA


اختصارات اختلالات رفتاری:
اختلال بهم خوردن هوشیاری پیش فعال Attention disturbance hyperactivity disorder ADHA 
اختلال شخصیت غیر اجتماعی Antisocial personality disorder APD 
اختلال شخصیت مرزی Borderline personality disorder BPD 
اختلال روان تی Somato form disorder SFD 
اختلال استرس پس از سانحه Post traumatic stress disorder PTSD 
اختلال افسردگی اساسی Major depressive disorder MDD 
اختلال خلقی دوقطبی Bipolar mood disorder BMD 
اختلال ا***زو افکتیو Scchiso affective disorder SAD 
اختلال وسواس جبری Obsessive compulsive disorder OCD 

منبع

+ آنسوی مه ; ٦:٠۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام هاي ديگران ()   

نوروفیدبک (Neurofeedback) چگونه کار می‌کند؟

در نوروفیدبک سنسورهایی که الکترود نامیده می‌شوند بر روی پوست سر بیمار قرار می‌گیرند. این سنسورها فعالیت الکتریکی  مغز فرد را ثبت و در غالب امواج مغزی (در اغلب موارد به شکل شبیه‌سازی شده در قالب یک بازی کامپیوتری یا فیلم ویدئویی) به او نشان می‌دهند. در این حالت پخش فیلم یا هدایت بازی کامپیوتری بدون استفاده از دست و تنها با امواج مغزی شخص انجام می‌شود.

 به این شکل فرد با دیدن پیشرفت یا توقف بازی و گرفتن پاداش یا از دست دادن امتیاز و یا تغییراتی که در صدا یا پخش فیلم به وجود می‌آید، پی به شرایط مطلوب یا نامطلوب امواج مغزی خود برده و سعی می‌کند تا با هدایت بازی یا فیلم، وضعیت تولید امواج مغزی خود را اصلاح کند (مثلاً اگر قرار است فرد موج آلفای خود را کاهش دهد بازی در صورتی پیش می‌رود که موج آلفا از یک حد مشخص شده‌ای کمتر باشد).


نوروفیدبک در واقع یک فرایند آموزشی است که در آن مغز خودتنظیمی را فرا می‌گیرد. در طول آموزش، فعالیت مغز توسط اداره هشیار و ناهشیار توجه کنترل می‌شود. یادگیری هشیارانه زمانی اتفاق می‌افتد که فرد در می‌یابد که چطور سیگنال فیدبک به توجه و وضعیت ذهنی او ارتباط پیدا می‌کند.

 قسمت عمده یادگیری در سطح ناهشیار اتفاق می‌افتد، جائیکه مغز تدریجاً می‌تواند بصورت مستقیم و خودکار سیگنال فیدبک را کنترل کند. مهارت‌های جدید که بصورت آگاهانه و نا آگاهانه بدست آمده‌اند در طول آموزش درونی می‌شوند و بطور خودکار به فعالیت‌های روزانه فرد منتقل می‌شوند. این کار درست مانند یادگرفتن رانندگی است. همانطور که رانندگی پس از یادگیری کامل به صورت یک سری اعمال خودکار در می‌آید و هیچگاه فراموش نمی‌گردد، مهارت‌هایی نیز که مغز در طی آموزش نوروفیدبک فرا می‌گیرد ماندگار خواهند بود.


بنابراین نوروفیدبک به مغز کمک می‌کند تا یاد بگیرد که چطور خودش را تنظیم و نواقص عملکردی خود را برطرف نماید. لذا هیچ‌گونه دستکاری یا مداخله ماده خارجی وجود ندارد که بخواهد عوارض جانبی داشته باشد یا وابستگی ایجاد کند. با نوروفیدبک ما تنها مهارتهای جدیدی را فرا می‌گیریم، مهارت‌هایی که ما و مغزمان را بیش از پیش توانمند می‌سازد. 
نوروفیدبک از نوروپلاستیسیتی کمک می‌گیرد.


از دید روانشناسی، چنین به نظر می‌رسد که آموزش و تمرین تمرکز، فرایندهای ارتباط، رشد و بلوغ عصب‌شناختی در مغز را تحریک و افزایش می‌دهد. این وقتی اتفاق می‌افتد که نورون‌ها طی آموزش به ایجاد ارتباطات سیناپسی (ارتباط بین نورونی) جدید وادار شده و باعث بهبود عملکرد مغز در مناطق خاص می‌شوند. همچنین شواهدی وجود دارد که بین فعالیت موج آلفا و جریان خون مغز ارتباط مستقیمی وجود دارد.

به عبارت دیگر وقتی فرد موفق می‌شود که برای مدتی وضعیت افزایش موج آلفا را حفظ کند، مغز وی خون بیشتر و در نتیجه اکسیژن و غذای بیشتری دریافت می‌کند. این مسئله سبب می‌شود که نورون‌های آسیب دیده به بازتولید و بهبود هدایت سیگنال‌های الکتریکی خود بپردازند.


توانایی سلول‌های عصبی به ایجاد ارتباطات سیناپسی و مسیرهای جدید در مغز، نوروپلاستیسیتی  نام دارد. یک مثال برای این حالت وقتی است که منطقه جدیدی در مغز کارکردهای یک منطقه دیگر را به عهده می‌گیرد. به این ترتیب در طی آموزش نوروفیدبک، نورپلاستیستی وارد عمل می‌شود.

کاربردهای درمانی نوروفیدبک:


-بیش‌فعالی/کمبود توجه (AD/HD): بیش از هر زمان دیگری، برای درمان AD/HD از نوروفیدبک استفاده شده است. 85-80% کودکان مبتلا به AD/HD به وسیله نوروفیدبک بهبودی کامل می‌یابند. 


- اضطراب (Anxiety): بسیاری از متخصصان، بکارگیری نوروفیدبک به منظور درمان اضطراب را یکی از عمده‌ترین موارد و زمینه‌های استفاده از نوروفیدبک می‌دانند. اکثر آن‌ها معتقدند اضطراب یکی از اولین مواردی بود که به نوروفیدبک پاسخ داد. نتایج پژوهشی نشان می‌دهد که در حدود 90-80% از بیماران اضطرابی با این روش بهبود یافته‌اند.


- ناتوانی یادگیری (Learning Disability)، این اختلالات در سنین دبستان شایع هستند. در درمان این اختلالات، نوروفیدبک تحول بزرگی ایجاد کرده است. در این مورد نوروفیدبک به تنهایی پاسخگوست و نیازی به درمان مکمل ندارد. معمولاً با کامل کردن یک دوره درمانی بهبودی ثابتی حاصل می‌شود. 


- اختلالات خواب: اولین تغییراتی که مراجعین عموماً بعد از شروع درمان با نوروفیدبک مشاهده می‌کنند، تغییر و تنظیم خوابشان است. بنابراین می‌توان از نوروفیدبک در درمان اختلالات خواب نیز استفاده کرد. 


- صرع، آسیب مغزی و سکته مغزی: در انواع صرع و در مواردی که داروها مؤثر نبوده‌اند و بیماری بسیار مزمن و غیرقابل کنترل بوده است نوروفیدبک در درمان 70 تا 90% بیماران موفق بوده است. 


- آسیب مغزی : نوروفیدبک سبب بهبود مشکلات ناشی از آسیب‌ و سکته مغزی می‌شود. از آن‌جمله می‌توان به بهبود در حافظه، سردرد، گیجی و حواس‌پرتی، سرگیجه،  مشکلات تمرکزی، اضطراب، افسردگی، تغییرات خلقی، اختلالات خواب، تحریک‌پذیری، مشکلات ادراک بینایی و دیسلکسی اشاره کرد.


-دردهای مزمن و سردردهای میگرنی: درمانگران و پزشکانی که از نوروفیدبک برای درمان دردهای مزمن و سردردهای میگرنی استفاده کرده‌اند، اعلام کردند که وقوع و شدت حملات میگرن در اکثر موارد با استفاده از این روش کاهش می‌یابد و حتی از بین می‌رود. 


- افسردگی: در مورد بیماران مبتلا به افسردگی اساسی که هیچ درمانی برای آن‌ها کارساز نبوده، نوروفیدبک در اغلب موارد بهبوددهنده بوده است. 


- سوءمصرف مواد: مطالعات نشان داده است که در مقایسه با درمان‌های موجود برای ترک اعتیاد، درمان با نوروفیدبک از بسیاری از روش‌های دیگر موفق‌تر بوده است. علاوه براین، درمان با این روش وسوسه و ولع فرد را کاهش می‌دهد و در درازمدت احتمال عود و بازگشت را پایین می‌آورد.

 جلسات درمان با نوروفیدبک:


ابتدا شرح حالی از مراجع گرفته می‌شود. سپس او روی صندلی مخصوص و راحتی می‌نشیند. 2 الکترود به گوش‌های مراجع و یک الکترود به سر او، در جای مناسب متصل می‌شود (بنا به تشخیص درمانگر). سپس از بیمار خواسته می‌شود تا کاملاً آرام باشد و به صفحه کامپیوتری که در مقابلش قرار دارد نگاه کند.

درمانگر برنامه خاصی برای بیمار در نظر گرفته است که متناسب با مشکل اوست. (این برنامه‌ها شبیه بازی کامپیوتری هستند). بیمار کار خاصی انجام نمی‌دهد بلکه مغز اوست که همه‌ کارها را انجام می‌دهد. پس از چندین جلسه تمرین و تکرار، مغز تکالیف را می‌آموزد و خود را با آن‌ها تطبیق می‌دهد. در پایان جلسه الکترودها از بیمار جدا می‌شود و تکالیفی برای انجام در منزل به او داده می‌شود.

به منظور هرچه بهتر بودن نتایج حاصل از درمان و پایداری بیشتر اثرات درمانی، تعداد جلسات باید به حدی باشد که درمان تکمیل شود. مدت معمول جلسات 45 دقیقه است، ممکن است در برخی موارد کمی طولانی‌تر یا کوتاهتر باشد. حداقل 2 تا 3 جلسه در هفته توصیه می‌شود. اما برگزاری 3 تا 4 جلسه در هفته باعث تسهیل درمان می‌شود. برای قطع درمان باید به تدریج فاصله جلسات را زیاد کرد.

 ابتدا دو هفته یکبار و در صورتی که بهبودی ادامه پیدا کرد ماهی یک بار. اگر به محض از بین رفتن علائم و نشانه‌های بیماری، درمان را قطع کنیم، ممکن است پس از گذشت مدتی مثلاً 3 ماه یا 9 ماه تمامی نشانه‌های بیماری برگردند. در اینجاست که تصور می‌کنیم نوروفیدبک بی‌تأثیر بوده است. اما باید بدانیم نوروفیدبک در حقیقت نوعی یادگیری است و کاملاً واضح است که هرچه تکرار و تمرین بیشتر باشد، یادگیری نیز بهتر و بیشتر خواهد بود و آموخته‌ها دیرتر از بین می‌روند.


تا به امروز هیچ اثر منفی از نوروفیدبک گزارش نشده است، بلکه تمام اثراتی که داشته مثبت بوده است. بدترین حالت این است که نوروفیدبک نتواند تغییری در علائم بیماری به وجود آورد. 
همزمان کردن مصرف دارو با نوروفیدبک نه تنها عوارض بدی ندارد، بلکه باعث می‌شود تأثیر داروها بیشتر شود و پس از مدتی داروها قطع شوند.

مزیت‌های درمان تکنولوژیک نسبت به دارو درمانی


1. نداشتن عوارض جانبی و اثرات سوء برخی داروها (از جمله اثرات سوء داروها کاهش انعطاف‌پذیری مغز است).
2. داشتن اثرات درمانی پایدار .
3. بهبود بیماری در مواردی‌که دارو‌درمانی تنها علائم را موقتا? از بین می‌برد، مانند AD/HD، وسواس‌های شدید، افسرده‌خویی و ... .
4. تنظیم کل فعالیت‌های مغز.


در حقیقت داروها به عنوان یک ماده خارجی سعی در تنظیم فعالیت‌های مغز دارند. بنابراین با قطع آن‌ها، نظم ایجاد شده در مغز نیز از بین می‌رود و مغز مجدداً برای اینکه تنظیم خود را به دست آورد نیازمند داروست. این مسئله به عنوان اثر تنظیمی  داروها شناخته می‌شود در حالیکه هدف نوروفیدبک آموزش خودتنظیمی  به مغز است و سعی دارد به مغز یاد دهد که چگونه خود را تنظیم کند.

در نتیجه پس از درمان با نوروفیدبک، مغز با مواجهه با مشکلات جدید و خارج شدن از نظم خود، نیازمند ماده دارویی خارجی نمی‌باشد چرا که می‌تواند از طریق فرایند خودتنظیمی، نظم جدید خود را بدست آورد. 
«در واقع در دارودرمانی به مغز ماهی داده‌ایم، در‌حالی‌که در نوروفیدبک ماهیگیری یاد داده‌ایم.»

فواید دیگر نوروفیدبک


از آنجا که نوروفیدبک به تنظیم کارکرد مغز می‌پردازد، لذا در ارتقاء توانمندی ها و مهارت های مختلف ذهنی و شناختی مانند بهینه سازی تصمیم گیری، افزایش خلاقیت، تقویت حافظه، افزایش تمرکز، کاهش استرس و اضطراب، افزایش هماهنگی جسم و بدن (بویژه در ورزشکاران)، افزایش توانمندی‌های هنری از جمله در موسیقی و ... تأثیر فوق‌العاده‌ای دارد. امروزه بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌های معتبر جهانی از جمله ناسا(سازمان علوم فضایی آمریکا) از این روش و سایر روش‌های مبتنی بر بیوفیدبک، به منظور بهینه‌سازی عملکرد پرسنل خود استفاده می‌کنند.


تاریخچه نوروفیدبک


همه چیز در سال‌های دهه 1960 شروع شد. دکتر باری استرمان Barry Sterman، محقق دانشگاه UCLA کالیفرنیا، مشغول به انجام تحقیقاتی درباره فعالیت عصب‌شناختی مرتبط با خواب بود که در خلال آن موفق به کشف امواج 14 هرتز در EEG مغز گربه‌های مورد آزمایش گردید.

 این امواج با کاهش تنش عضلانی در گربه‌ها ارتباط داشتند و بعدها نام SMR به خود گرفتند. دکتر استرمان و گروهش به تحقیقات خود ادامه دادند تا ببینند که آیا گربه‌ها در ازای دریافت پاداش (شیر)، تولید امواج SMR در مغز خود را افزایش می‌دهند یا خیر؟ پاسخ مثبت و نتیجه رضایتبخش بود. به دنبال آن دکتر استرمان هدایت تحقیقاتی برای NASA را برعهده گرفت که در آن به ارزیابی سمی بودن سوخت موشک پرداخت (افرادی که در معرض سوخت قرار می‌گرفتند دچار حالات استفراغ، سردرد، افزایش دم‌ و بازدم (هواگیری)، توهم و تشنج می‌شدند).

دکتر استرمان گربه‌ها را در معرض مقدار زیادی سوخت قرار داد و در آن‌ها حالات استفراغ، سر و صدا، افزایش هواگیری، بزاق‌آوری، حملات تشنجی و مرگ را به دنبال هم مشاهده کرد. اما یک گروه از گربه‌ها واکنش دیگری نشان دادند که باعث تعجب گروه تحقیق شد. آن‌ها توانستند وقوع حملات را در دوز بیشتری نسبت به دوز قابل تحمل برای گربه‌های دیگر متوقف کنند.

 گروه با مراجعه به سوابق گربه‌ها دریافتند که این گروه از گربه‌ها پیش از این طی مطالعه خواب، تحت آموزش SMR قرار گرفته بودند. دکتر استرمان تحقیقات خود را روی انسان و در مورد بیماران مبتلا به صرع ادامه داد. او تاکنون مقالات زیادی درباره استفاده از نوروفیدبک نوشته است.


تا به امروز هیچ اثر منفی از نوروفیدبک گزارش نشده است، بلکه تمام اثراتی که داشته مثبت بوده است. بدترین حالت این است که نوروفیدبک نتواند تغییری در علائم بیماری به وجود آورد.


همزمان کردن مصرف دارو با نوروفیدبک نه تنها عوارض بدی ندارد، بلکه باعث می‌شود تأثیر داروها بیشتر شود و پس از مدتی داروها قطع شوند.

نوروفیدبک و اختلالات مختلف :


AD/HD 
AD/HD با رفتارهایی مانند بی‌توجهی، تکانشگری و حواس‌پرتی مشخص می‌شود. بسته به اینکه چه رفتاری غلبه داشته باشد این اختلال را به سه زیرگروه تقسیم می‌کنند. یک دسته با برجستگی بی‌توجهی مشخص می‌شود، یک دسته با تکانشگری و بیش‌فعالی و دسته سوم با ترکیبی از بی‌توجهی، تکانشگری و بیش‌فعالی.


تحقیقات نشان داده است کودکان AD/HD کمتر قادرند که موج بتا بالای 14 هرتز تولید کنند و بیشتر امواج تتا در محدوده 8-4 هرتز تولید می‌کنند. برای داشتن تمرکز مناسب در وضعیت بهینه، مغز نیاز دارد تا سطح بالایی از امواج سریع بتا و سطح پایینی از امواج آهسته تتا را تولید کند در حالیکه در تمرکز ضعیف این تعادل به هم می‌خورد.

نوروفیدبک برای افزایش تولید بتا و کاهش تولید تتا مورد استفاده قرار می‌گیرد. طی فرایند آموزش، کودک طی یک بازی کامپیوتری برای تولید امواج مناسب پاداش دریافت می‌کند تا به این ترتیب یاد بگیرد که چگونه به مدیریت توجه و برانگیختگی بپردازد و کنترل بهتری بر رفتار و هیجانات خود داشته باشد.


می‌توان گفت که شغل مغز توجه کردن است، نه فقط به دنیای بیرون بلکه به فرایندهای درونی هم توجه می‌کند و این چنین فعالیت‌های خودش و بدن را وارسی می‌کند. وقتی امواج خاص در مغز را مورد آموزش قرار می‌دهیم در بیش‌فعالی، تکانشگری و گوش‌بزنگی بهبود حاصل می‌شود.

در کنار فواید مربوط به توجه، فواید دیگری هم در رابطه با بعضی رفتارهای همراه AD/HD مشاهده می‌گردد. خطاهای کمتری در آزمون‌هایی که مسائل شناختی را به چالش می‌کشند اتفاق می‌افتد؛ زمان واکنش بهبود می‌یابد و نیز پایدار می‌شود؛ شب ادراری و دندان قروچه شبانه برطرف ‌شده، میل به شکر و تیک‌های حرکتی و صوتی هم از بین می‌روند؛ وسواس فروکش می‌کند؛ حتی ضریب هوشی افزایش یافته و دستخط بهتر می‌شود.


نافرمانی، قشقرق، طغیان، خشم زیاد، خودسری، دروغگویی و حتی رفتارهای خشن‌تر مانند پرخاشگری، بدرفتاری با حیوانات (Cruelty to animals)، دعوا کردن و fire setting همه به این روش جواب می‌دهند. بعضی از این بچه‌ها هیچ احساس پشیمانی نمی‌کنند و بنظر خون‌سرد می‌رسند.


این روش در مورد بچه‌های افسرده، مضطرب، و بچه‌هایی که دارای اختلالات هیجانی هستند کمک کننده است. در بیشتر موارد کودکان موفق می‌شوند دوز داروی خود را کاهش داده یا آن را قطع کنند. دیده شده که وقتی دوره درمان با نوروفیدبک کامل شود، اثرات بهبودی آن تا بلندمدت ادامه خواهد داشت.


در هر حال ذکر این نکته ضروری است که دستگاه عصبی کودکان بیش‌فعال آسیب‌پذیرتر از کودکان دیگر است که می‌تواند دلایل ژنتیک، تغذیه‌ای، رشدی و یا زمینه خانوادگی داشته باشد. 
 
اوتیسم
یکی از روش‏هایی که مغز از طریق آن چیزهای مختلف را یاد می‏گیرد، تقلید آینه‏وار از رفتار دیگران است (سیستم آینه‏ای). زمانی که کسی خمیازه می‏کشد احتمالاً ما نیز خمیازه می‏کشیم.

در EEG چیزی شبیه به این سیستم آینه‏ای می‏بینیم که به آن «ریتم مو» می‏گوییم. ریتم مو به طور طبیعی در ناحیه حسی ـ حرکتی مغز و در زمانی که مشغول انجام فعالیت خاصی نیستیم به وجود می‏آید. مغز از این ناحیه برای کنترل اطلاعات ورودی استفاده می‏کند و سبب می‏شود به صورت هوشیار فعالیت‏های حسی (احساسی) و حرکتی را درک کنیم.

مشاهده ریتم مو بیانگر آن است که مغز در حالت «بیکاری» قرار دارد و به اطلاعات ورودی پاسخ نمی‏دهد. در فردی که پردازش و پاسخ به اطلاعات در آن طبیعی است، هنگام دیدن یک سیب به طور ناگهانی امواج مو کاهش می‏یابد، دروازه ورود اطلاعات به ناحیه حسی ـ حرکتی باز می‌شود و فرد سیب را درک کرده و می‌تواند آن را بردارد.

متأسفانه در افراد مبتلا به اوتیسم و آسپرگر این سیستم ناقص عمل می‏کند و دروازه ورود اطلاعات بسته می‏ماند بنابراین اطلاعات پردازش نمی‏شوند و پاسخ و رفتار مناسبی مشاهده نمی‏شود. مشکل دیگر، عملکرد نامناسب نیمکره راست است.

اطلاعاتی که از بیرون دریافت می‏شوند، برای پردازش اولیه به نیمکره راست فرستاده می‏شوند. این پردازش اولیه سطحی، مبهم و تا حدودی بی‏معنی است. این اطلاعات سپس برای پردازش بیشتر و دقیق‏تر به نیمکره چپ فرستاده می‏شوند.

 در اثر کارکرد ناقص نیمکره راست، اطلاعات انتقالی به نیمکره چپ نیز بی‏اعتبار می‏شود و این نیمکره نمی‏تواند درک صحیحی از دنیای اطراف به وجود آورد. از طرفی لوب‏های پیشانی باعث آگاهی هوشیارانه ما از آنچه در اطرافمان روی می‏دهد می‏شوند.

این قسمت به ما اجازه می‏دهد تا بر پایه اطلاعات دریافتی، اعمال خود را برنامه‏ریزی و اجرا کنیم. وجود ریتم مو و جلوگیری آن از ورود اطلاعات باعث می‏شود لوب‏های پیشانی نتوانند تحلیل و عملکرد مناسبی نسبت به محیط اطراف داشته باشند.

کارکرد نامناسب نیمکره راست، لوب‏های پیشانی و وجود نابجای ریتم مو منجر به بروز رفتارهای اجتماعی نامناسب و ارتباطات سطحی و سرد می‏شود. در اوتیسم، نیمکره چپ نیز کارکرد نامناسبی دارد. استفاده از نوروفیدبک به کودک مبتلا به اوتیسم کمک می‏کند تا کوهرنس و ریتم مو را در مغز خود کاهش داده و عملکرد آن را بهبود بخشد.


نوروفیدبک در مواردی مانند ارتباطات کلامی، فیزیکی و اجتماعی به کودک اوتیستیک کمک می‌کند. مدارک کلینیکی حاکی از بهبود گفتار، پاسخدهی، تعادل، ادراک و ابرازهای مناسب چهره می‌باشند. همچنین نوروفیدبک به کاهش حساسیت‌های حسی و پاسخدهی بهتر به تغییرات محیطی کمک می‌کند.

مشکلات یادگیری
مشکلات یادگیری ممکن است در یک یا چند فرایند پایه در فهم زبان گفتاری یا نوشتاری بوجود آیند. عقیده بر این است که مشکلات یادگیری نتیجه تغییراتی در کارکرد مغز هستند. این مشکلات ممکن است در کارکردهای شنیداری، حافظه یا پردازشی اتفاق بیفتد و مشکلاتی را در فهم و به یاد آوردن کلمات، در بیان یا دریافت زبان شفاهی یا کتبی، در شکل‌دهی حروف یا فهم مفاهیم ریاضی بوجود آیند.

 دیده شده که کودکان LD سطوح بالایی از فعالیت‌های آلفا و تتا را از خود نشان می‌دهند که این به پیشرفت فعالیت‌های ذهنی صدمه می‌زند. نوروفیدبک به کاهش تولید آلفا و تتا کمک کرده و سبب بهبود مهارت‌های خواندن، نوشتن، ریاضیات و نقاشی و نیز افزایش نمره IQ می‌شود.


در نقشه مغزی کودکان ناتوان یادگیری اغلب یک یا چند مورد از موارد زیر مشاهده می‌گردد:


• امواج آهسته یا نوک‌تیز کانونی در یک یا چند ناحیه مغزی
مثلاً در دیسلکسی این امواج آهسته در لوب پس سری، ناحیه ورنیکه، ناحیه بروکا و ناحیه حسی‌حرکتی مغز دیده می‌شوند.


• فعالیت نامناسب امواج آلفا یا بتا
مغز ما از امواج آلفا برای استراحت دادن به خود استفاده می‌کند. اگر تولید این موج ادامه یابد و متوقف نشود مغز نمی‌تواند بسیاری از فعالیت‌های حیاتی خود را انجام دهد. در عوض امواج سریع بتا برای انجام فعالیت‌های توجهی و تمرکزی مغز ضروری می‌باشند. کاهش فعالیت بتا و افزایش آلفا در این افراد منجر به بروز مشکلات یادگیری می‌شود.


• افزایش یا کاهش کوهرنس
قسمت‌های مختلف مغز برای اینکه بتوانند پیچیدگی های دنیا را درک کرده و عملکرد مناسبی داشته باشند، دائماً با هم در ارتباطند. قطع و برقراری بموقع این ارتباطات منجر به پردازش صحیح اطلاعات می‌شود. در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری ارتباط بین دو یا چند ناحیه از مغز یا بخوبی برقرار نمی‌شود و یا در صورت برقراری، درهم‌آمیختگی پیدا می‌کند.

میزان زیاد Coherence در QEEG نشان می دهد که 2 یا چند ناحیه از مغز در هم آمیختگی پیدا کرده و نمی توانند اطلاعات را به خوبی پردازش یا اجرا کنند. کاهش Coherence  هم نشانه این است که مغز نمی تواند به خوبی قسمت های لازم برای انجام کار خاصی را پیوند دهد. افراد ناتوان یادگیری ممکن است هر دو یا یکی از  حالات کاهش و افزایش Coherence را در QEEG خود نشان بدهند.


می‌دانیم که نوروفیدبک خودتنظیمی را به مغز آموزش می‌دهد لذا کودک می‌تواند با کمک این روش به اصلاح و تنظیم مناسب الگوی امواج مغزی خود بپردازد . استفاده از نوروفیدبک سبب تنظیم فعالیت امواج مغزی و برطرف شدن مشکلات کوهرنس در کودکان دارای مشکل یادگیری می‌گردد.

اختلالات خواب (در بزرگسالان)
مدارک بالینی مختلفی وجود دارد که نشان می‌دهد استفاده از نوروفیدبک به بهبود اختلالات مختلف خواب از جمله بی‌خوابی، آپنه، سخت به خواب رفتن، مرتب از خواب پریدن و... که علائمی مرتبط با اضطراب و افسردگی هستند، کمک می‌کند.


در واقع نوروفیدبک به خودتنظیمی مغز در برانگیختگی فیزیولوژیک کمک می‌کند و همین امر سبب بهبود کیفیت خواب می‌شود.


مشکلات خواب (در کودکان) 
مشکلات خواب شامل شب‌ادراری، راه رفتن در خواب، حرف زدن در خواب، وحشت در خواب و اضطراب مربوط به خواب رفتن می‌باشند. نوروفیدبک با کمک به خود ـ تنظیمی مغز در تنظیم برانگیختگی فیزیولوژیک، در بهبود مشکلات مربوط به خواب موفق بوده است و غالباً اولین چیزی که در درمان توسط نوروفیدبک توسط مراجعین گزارش می‌شود بهبود کیفیت خواب است.

صرع
نوروفیدبک اولین بار در حوزه بهبود صرع به کار گرفته شد. استرمان در پژوهش‌های خود متوجه گردید که تقویت موج SMR در حیوانات و انسان سبب کنترل و بهبود تشنج می‌گردد. نشان داده شده است که نوروفیدبک در بهبود انواع صرع از جمله صرع کوچک، صرع بزرگ و تشنج‌های موضعی پیچیده مؤثر است. همچنین باعث کاهش دوز دارو و کنترل بهتر تشنج‌ها می‌شود. اغلب افرادی که تحت درمان با نوروفیدبک قرار گرفته‌اند افرادی هستند که درمان‌های دارویی در حل مشکل آن‌ها ناموفق بوده است. 


نوروفیدبک پایداری مغز را افزایش می‌دهد. مدت درمان ممکن است کمی طولانی شود اما معمولاً نتایج خوبی به دست می‌آید که به شکل بهبود سطح عملکرد مغز، کاهش دوز داروها و عوارض جانبی آن‌ها، کاهش تعداد تشنج و رفع نیاز به جراحی (در مواردی که نیاز به جراحی بوده است) قابل مشاهده است.

اضطراب
گاهی اضطراب حاصل مغزی است که خیلی سریع کار می‌کند و لازم است که آرام شود. مشخص شده که تقویت آلفا سبب پیدایش حالت آرامش و خلوت شدن ذهن می‌شود.

 با پیشرفت تکنیک‌ها و مطالعات مربوط به امواج آلفا، محققان دریافتند که آموزش آلفا در بهبود اختلالات اضطرابی، سندرم‌های درد، اختلالات خواب و استرس مزمن مؤثر است.


در واقع اضطراب نشانه‌ای از وجود مشکلات در خودتنظیمی مغز است. نوروفیدبک اطلاعاتی را از EEG مراجع به وی ارائه می‌دهد و کمک می‌کند تا بتواند وجوه مختلف آن را تحت کنترل خود درآورد و به این ترتیب به مغز می آموزد تا خودش را بهتر تنظیم کند. این مهارت بعد از این بصورت ناهشیار در مواقع مختلف و برای غلبه بر اضطراب و حملات هراس توسط شخص بکار گرفته می‌شود.


استفاده از نوروفیدبک در بیماران PTSD به آن‌ها اجازه می‌دهد تا خاطرات مربوط به حادثه را بدون احساس ناراحتی و رنج پردازش کنند.

افسردگی
در نقشه مغزی افراد افسرده نشانه‌های مختلفی دیده می‌شود که بعضی از آن‌ها عبارتند از:
افزایش یا کاهش فوق‌العاده در فعالیت امواج بتا و آلفا در سراسر یا بخشی از مغز؛ کاهش یا افزایش موج دلتا؛ کاهش یا افزایش غیرطبیعی کوهرنس و ... . استفاده از نوروفیدبک منجر به انجام اصلاحات در الگوی امواج مغزی افراد افسرده می‌گردد. تغییر در میزان سروتونین و نوراپینفرین که دو انتقال‌دهنده عصبی هستند از علل بروز افسردگی است. نقل و انتقالات انتقال‌دهنده‌ها از مباحث مربوط به شیمی مغز است.

نکته در اینجاست که تغییر در شیمی مغز به تغییر در امواج، و تغییر در امواج به تغییر در شیمی مغز می‌انجامد. لذا استفاده از نوروفیدبک و اصلاح الگوی امواج مغزی سبب ایجاد تعادل در نقل و انتقالات مواد شیمیایی مغز می‌گردد.


نوروفیدبک ساز و کار اصلی که مغز به آن وسیله برانگیختگی فیزیولوژیک را کنترل می‌کند تحت کنترل درآورده و مکانیزم برانگیختگی را طبیعی می‌سازد. این روش صرفنظر از علت افسردگی اثربخش است. در طی درمان مراجع ممکن است متوجه شود که لازم است استفاده از داروهای ضدافسردگی یا محرک را کاهش دهد که به هر حال باید از نظر دوز دارو در طی درمان تحت نظر متخصص باشد.

درد مزمن 
در مورد درد مزمن فرض بر این است که آسیبی که در ابتدا منشأ درد بوده است درمان شده اما درد همچنان باقی است و چه بسا بدتر شده است. وقتی درد برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، آستانه درد ممکن است کاهش یافته و در نتیجه ادراک آن افزایش یابد. به عبارت دیگر مغز توجه بیشتری به احساس درد می‌کند.

طولانی شدن مدت درد، آستانه مغز نسبت به درد را پایین آورده و سبب افزایش ادراک درد می‌شود. استفاده از نوروفیدبک آستانه مغز نسبت به درد را بالا برده و حتی به مقدار طبیعی می‌رساند و به این شکل سبب کاهش ادراک درد می‌شود. حتی با وجود آسیب هم، تنظیم شدن دوباره آستانه درد در یک حد طبیعی، باعث بهتر شدن درد می‌شود. مغز با کمک نوروفیدبک آستانه درد را از نو تنظیم می‌کند.

صدمات مغزی خفیف (mTBI)
پیامدهای آسیب مغز خفیف شامل سردرد، بدن درد، حالت تهوع، گم‌گشتگی ، افسردگی، خستگی مفرط، مشکلات بینایی، نقائص پردازش شنیداری، مشکلات خواب، وز وز گوش، تحریک‌پذیری و اضطراب و حتی تغییرات یا ناپایداری شخصیتی می‌باشد. در حالیکه هیچ نوع دارو درمانی مرسومی برای این علائم وجود ندارد، لیکن معمولاً به نوروفیدبک جواب می‌دهند.

مطابق با گزارش خود افراد تحت درمان تا 80% بهبودی در علائم پیدا می‌شود. بازیابی‌هایی که مغز به این ترتیب بدست می‌آورد اثر بلندمدت دارد. استفاده از این روش حتی سال‌ها بعد از آسیب هم مفید خواهد بود. بعضی بهبودها بعد از آسیب بصورت خودبخود مورد انتظار هستند لیکن نوروفیدبک فرایند را سرعت می‌بخشد.


آموزش در مناطق خاص قشری که مربوط به کنترل برانگیختگی فیزیولوژیک می‌شود صورت می‌گیرد. در مورد صدمات خفیف  شواهد حاکی از تأثیر مثبت نوروفیدبک در کمک به بهبود علائمی مانند: کاهش انرژی، سردرد و دردهای مزمن، گیجی و سرگیجه، مشکل حافظه، مشکل در تمرکز، اضطراب، افسردگی، تغییرات خلقی، اختلالات خواب و مشکلات ادراک بینایی می‌باشد. شواهد بالینی نشان‌دهنده این است که استفاده از نوروفیدبک حتی پس از اینکه سایر درمان‌ها از پیشرفت باز می‌مانند، سبب دستیابی به نتایج بیشتر می‌شود.


سکته مغزی
سکته مغزی اغلب نارسایی‌هایی را در عملکرد مغزی به دنبال خود دارد. نوروفیدبک علاوه بر کمک به بهبود نقائصی که از سکته ناشی می‌شود، در برطرف کردن مشکلات ثانویه‌ای که پدید می‌آید مانند اضطراب، افسردگی، تحریک‌پذیری، کسالت و... هم مفید است. نوروفیدبک باعث دستیابی به بازیابی بلندمدت کارکرد مغز می‌شود.


بسیاری پیامدهای ناشی از سکته در محل آسیب به وجود نمی‌آیند و شبیه به پیامدهای ذکر شده در مورد MTBI هستند: مشکلات خواب، تحریک‌پذیری، تغییرات خلقی و افسردگی.

 این موارد خیلی زود به نوروفیدبک جواب می‌دهند بعضی نقائص خاص که مربوط به سکته می‌شوند مانند راه رفتن، گفتار و ضعف یک طرف بدن، زمان بیشتری برای بازیابی می‌برند و حتی ممکن است بهبودی بطور کامل بدست نیاید. گاهی لازم است فرایند آموزش بطور بلندمدت ادامه پیدا کند تا مغز بتواند به مرور قابلیت‌های قبلی خود را بازیابد.

عملکرد بهینه
نوروتراپی اهداف مختلفی دارد: 
-تثبیت عملکرد سراسری مغز با افزایش توانایی مغز در تولید امواج مغزی مختلف در محدوده صحیح .
- بهبود توانایی مغز برای تغییر نرم و راحت از یک حالت ذهنی به حالت دیگر و حفظ آن حالت به اندازه نیاز. 
- بهبود کارکرد مغز در نواحی خاص مرتبط با مشکلاتی که فرد در آن زمان تجربه می‌کند.


سال‌هاست که ورزشکاران، هنرمندان، مدیران و افراد نظامی، از نوروفیدبک برای دستیابی به بالاترین سطوح عملکرد درمانی استفاده می‌کنند. پروتکل‌های آموزشی، برانگیختگی فیزیولوژیکی، تمرکز و توجه، تعادل نیمکره‌های مغزی، آرمیدگی و کارکرد اجرایی را تحت تأثیر و آموزش قرار می‌دهند. نوروفیدبک یک تکنیک یادگیری و وسیله آموزشی است. مراجع از تغییراتی که طی آموزش بوجود آمده آگاه می‌شود و قادر خواهد بود تا روند پیشرفت خود را در جهت رسیدن به قابلیت‌های بالاتر مورد ارزیابی و بررسی قرار دهد.

  منبع : وبلاگ تجهیزات.نرم افزارهای روانشناسی وتوانبخشی

+ آنسوی مه ; ٥:۱٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٥
    پيام هاي ديگران ()   

👈 آشنایی با داروها:

+ آنسوی مه ; ٩:٠٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ دی ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

فواید بوسیدن همسر در رابطه زناشوئی

۱- بوسیدن طولانی مدت در افزایش گردش خون بدن موثر است و می تواند ضربان قلب را ۱۱۰ ضربه در دقیقه افزایش دهد.

  
۲- بعد از بوسیدن طولانی مدت، ریه ها فعال تر می شوند و باعث کاهش بیماری های ریوی می شود.

  
۳- برخی دندان پزشکان معتقدند بوسیدن یک اقدام پیشگیرانه از پوسیدگی دندان ها می باشد چرا که می تواند جریان ترشح بزاق اسیدی دهان که باعث پوسیدگی دندان می شود را کاهش دهد.

  
۴- بوسه ای که بیش از سه دقیقه باشد می تواند کاهش دهنده استرس باشد.

  
۵- زوج هایی که هر روز صبح موقع خداحافظی همدیگر را می بوسند ۵ سال بیشتر عمر می کنند.

  
۶- بوسیدن طولانی باعث افزایش اعتماد به نفس در فرد می شود چرا که متوجه حس قدرشناسی همسر خود نسبت به وی می شود.

  
۷- بوسیدن طولانی مدت می تواند سرعت سوخت ساز بدن را افزایش دهد.

  
۸- بوسیدن می تواند در ترشح هورمون کورتیزل موثر باشد و در نتیجه باعث کاهش تنش و استرش شود که به سبب آن حس آرامش بخشی به طرفین منتقل می شود.

 
۹- در فرایند بوسیدن طولانی مدت عضلات صورت درگیر می شوند در نتیجه باعث می شود از افتادگی پوست صورت جلوگیری شود به سبب آن پوستی صاف خواهید داشت.

 
۱۰- بوسیدن برای قلب مفید است و در فعالیت های قلبی و عروقی مفید و تنظیم کننده می باشد و به سبب آن می تواند در کاهش فشار خون و کلسترول مفید باشد.

  
۱۱- کسانی که از بوسه در روابط زناشوئی استفاده می کنند دیده شده کمتر از عفونت های معده، مثانه و خون رنج می برند.

  
۱۲- در فرایند بوسه طولانی مدت آنتی بیوتیک های طبیعی در بزاق دهان ترشح می شود، همچنین بزاق دارای یک ماده بیهوشی است که به تسکین درد کمک می کند.

  
۱۳- بوسیدن طولانیم مدت می تواند در ترشح اکسی توسین موثر باشد که به سبب آن کاهش اضطراب و احساس سرخوشی به شما دست می دهد، البته منظور ما بوسه های عاشقانه در روابط زوجین می باشد به نحوی که هر دو لب در تماس با یکدیگر باشد.

منبع

+ آنسوی مه ; ٥:٠٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۱ دی ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

سخنان آموزنده پانزده کارآفرین بزرگ تاریخ بشر

آنچه در این ایمیل آورده شده است، برگزیده ای از سخنان بزرگترین کار آفرینان تاریخ بشر است. هر یک از این افراد تحولی اساسی در زندگی ما ایجاد کرده اند و امروزه به واسطه ابداع و اختراعشان هزاران نفر به صورت مستقیم یا غیر مستقیم مشغول به کار هستند. قطعا شما به صرف خواندن این جملات تبدیل به یک کارآفرین موفق یا یک میلیونر نمی شوید ولی این سخنان ممکن است بتواند دیدگاه شما را نسبت به زندگی تغییر دهد و زمینه ساز موفقیت های آینده شما گردد. این سخنان چکیده تجربه موفق ترین افراد تاریخ است لطفا آنها را از دست ندهید :



1. استیو جابز (Steve Jobs) بنیانگذار Apple:



"معیاری برای تعیین کیفیت باشید. اغلب افراد عادت ندارند عالی باشند ولی شما می توانید بهترین باشید."
استیو جابز و اپل نیازی به معرفی ندارند. زمانی که از Apple صحبت می کنید اولین چیزی که در ذهن شما نقش میبندد کیفیت است. در دنیای دیجیتال اپل معیار تعیین کیفیت بسیاری از محصولات است و زمانی که شما می خواهید کیفیت مثلا یک گوشی موبایل را بسنجید حتما آن را با یک گوشی اپل در همان سطح مقایسه می کنید. ایجاد کمپانی ای مانند اپل که به عنوان یکی از بهترین برند ها در دنیای دیجیتال شناخته شده است فقط از فردی مانند استیو جابز با تفکری مانند آنچه در بالا آمده است امکان پذیر است. او نمی گوید برای کیفیت معیاری تعریف کنید او می گوید به گونه ای زندگی کنید که شما را به عنوان معیاری برای تعیین کیفیت بشناسند.


2. ریچارد برانسون (Richard Branson) بنیانگذار Virgin Group:



"بزرگترین علاقه مندی من در زندگی این بوده است که برای خودم هدف های دست نیافتنی قرار دهم و سپس تمام سعی خودم را برای رسیدن به این اهداف به کار بندم."
زندگی ریچارد برانسون دقیقا براساس همین جمله بنا نهاده شده است. اگر به لیست کارهایی که او کرده و شرکت هایی که راه اندازی نموده است نگاه کنید نمی توانید باور کنید که تمام اینها را یک شخص در مدت 50 سال فعالیت کاری خود انجام داده است . او را به عنوان یکی از بزرگترین سرمایه گذاران دنیا می شناسند که زمینه فعالیتش بسیار وسیع و گسترده است. از راه اندازی شرکتی برای فروش آهنگ های موسیقی تا راه اندازی یک خط هواپیمایی تا فعالیت در زمینه موبایل تا راه اندازی یک انتشارات کتاب، تا فعالیت در زمینه سلامتی و شاخه های متنوع و اغلب نا مربوط به هم . ریچارد برانسون در حال حاضر مالک بیش از 400 شرکت در زمینه های فعالیت گوناگون می باشد و سرمایه خالص وی در سال 2014 بالغ بر 5 میلیارد دلار تخمین زده شده است.


3. جان دی راکفلر (John D. Rockefeller) بنیانگذار Standard Oil:



"پیدا کردن یک دوست در یک تجارت خیلی بهتر از پایه گذاری یک تجارت بر اساس یک رابطه دوستانه است."
راکفلر را می توان از اولین میلیاردهای قرن بیستم دانست. او یکی از تاثیر گذارترین افراد در شکل گیری اقتصاد آمریکا است و از اولین کسانیست که با پایه گذاری یک شرکت نفتی وارد تجارت نفت به شکلی که امروزه وجود دارد، شده است.
این جمله راکفلر در کسب و کارهای امروزی نمود بسیاری دارد. بسیاری از افراد به صرف داشتن یک جمع دوستانه تصمیم می گیرند یک کسب و کار را شروع کنند. کسب و کاری که بر پایه یک رابطه دوستانه شروع شده باشد ممکن است کار کند ولی همواره تحت تاثیر احساسات و روابط دوستانه اشخاص گروه خواهد بود و به همین دلیل است که این شکل از تجارت ها عموما با شکست روبه رو می شود و حتی رابطه دوستانه افراد درگیر را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. پس فراموش نکنید دوستان خوب الزاما شرکای کاری خوبی برای هم نخواهند بود.


4. توماس ادیسون (Thomas Edison) مخترع لامپ :



"من هیچ وقت شکست نخوردم من فقط 10 هزار راه پیدا کردم که به هدف نمی رسید."
بدون شک توماس ادیسون یک انسان فوق العاده و یکی از تاثیر گذارترین افراد در شکل گیری زندگی صنعتی امروزه ماست. علی رغم اینکه عمده شهرت وی برای اختراع لامپ می باشد ولی او در طول زندگی خود بیش از 1000 اختراع به ثبت رسانده است که بسیاری از آنها پایه گذار شکل گیری ابزارهایی است که امروزه ما در زندگی خود از آن استفاده می کنیم. اگر بخواهیم از دیدگاه ما به زندگی این مرد بزرگ نگاه کنیم احتمالا خواهیم گفت او برای هر موفقیتی که به دست آورده است بارها شکست خورده ولی از دیدگاه ادیسون همه اینها تجربه هایی بوده است که به او در پیدا کردن راه درست کمک کرده اند. اگر شما یاد نگیرید که به اشتباهات خود به عنوان یک معلم نگاه کنید هیچ وقت به موفقیت نخواهید رسید.


5. ری کراک (Ray Kroc) رئیس افسانه ای مک دونالد :



"شانس با تلاش ارتباط مستقیم دارد. هر چه قدر بیشتر تلاش کنید خوش شانس تر خواهید بود. "
ری کراک رئیس افسانه ای مک دونالد و کسی که مک دونالد را به غول صنعت رستوران های فست فود در دنیا تبدیل کرد، طعم موفقیت را در دهه ششم زندگی خود چشید. او برای رسیدن به موفقیت 30 سال تلاش کرد و زمانی به موفقیت رسید که شاید از نظر خیلی ها زمانی برای بازنشستگی باشد.
اگر در حال حاضر مک دونالد با ارزشی بالغ بر 35 میلیارد دلار در بیش از 110 کشور دنیا با 35 هزار شعبه و بیش از 440 هزار کارمند مشغول فعالیت است تنها به این دلیل است که فردی مانند ری کراک با تفکر "شانس یعنی تلاش" در راس آن بوده است. پس اگر فکر می کنید که در زندگی انسان خوش شانسی نیستید به میزان تلاش خودتان نگاه کنید.


6. دونالد ترامپ (Donald Trump) رئیس سازمان ترامپ :



"گاهی اوقات شما با شکست در یک نبرد، راهی برای پیروزی در جنگ پیدا می کنید. "
دونالد ترامپ تاجر، سرمایه گذار، نویسنده و مجری مطرح امریکایی است که کار خود را با سرمایه گذاری در بازار املاک امریکا شروع کرد و کم کم دامنه فعالیت خود را گسترش داد و تبدیل به یکی از ثروتمند ترین افراد جهان گردید.
زندگی ترامپ دقیقا تعبیری از جمله ایست که در بالا آورده شده است. او در سال 1990 و در اوج شهرت و ثروت به دلیل عدم توانایی در بازپرداخت وام 2 میلیارد دلاری بر شکست شد و اگر چه در اثر این اتفاق اکثر دارایی خود را از دست داد ولی دوباره به دنیای تجارت بازگشت و حتی به موفقیتی بیشتر از قبل دست یافت. وی روش خود را برای عبور از بحران و بازگشتن به اوج در دو کتاب "هنر بقا" و "هنر بازگشت" به نگارش در آورده است.


7. بیل گیتس (Bill Gates) بنیانگذار Microsoft :



"موفقیت یک معلم فریبکار است . او به افراد باهوش تلقین می کند که شما هیچگاه اشتباه نمی کنید."
جمله ای بسیار زیبا از یکی از موفق ترین و ثروتمندترین افراد دنیا. موفقیت ها بسیار کمتر از اشتباهات به ما درس میدهند زیرا موفقیت می تواند این حس را در ما به وجود آورد که راه بهتری برای انجام کاری که در آن موفق بوده ایم وجود ندارد و این بزرگترین دلیلیست که اغلب افراد از یک حدی بیشتر پیشرفت نمی کنند.
گیتس بعد از کناره گیری از مدیریت مایکروسافت نیز دست از تلاش بر نداشت و به موفقیت های قبلیش در مایکروسافت قانع نشد. او به همراه همسرش بنیاد بیل و ملیندا گیتس را تاسیس کرد که در حال حاضر بزرگترین بنیاد خیریه دنیا می باشد. حجم کمک های بشر دوستانه این بنیاد به بیش از 34 میلیارد دلار می رسد ولی با اینحال همچنان بیل گیتس جزو 5 ثروتمند برتر دنیا می باشد.


8. والت دیزنی (Walt Disney) بنیانگذار کمپانی والت دیزنی :



"یکی از بهترین انواع تفریحات انجام دادن کارهای غیر ممکن است."
والت دیزنی بنیانگذار کمپانی دیزنی و خالق برجسته ترین انیمیشن های قرن بیستم نیازی به معرفی ندارد. حتما هر یک از ما خاطره ای خوش با یکی از انیمیشن ها یا شخصیت های کارتونی والت دیزنی در ذهن خود داریم. بسیاری از تکنولوژی ها و ایده های تجاری که دیزنی در خلق آثار خود استفاده می کرد تا قبل از او وجود نداشتند و انجام دادن آنها غیر ممکن به نظر می رسید. نکته مهم این است که او به چشم یک تفریح به انجام دادن کارهای غیر ممکن نگاه می کرد یعنی کاری که از انجام دادن آن لذت میبرد و شاید این یکی از اصلی ترین عوامل موفقیت دیزنی بوده است. چند نفر از ما از کاری که انجام می دهیم لذت می بریم؟


9. سام والتون (Sam Walton) بنیانگذار وال مارت :



"داشتن بالاترین سطح انتظار، کلید موفقیت در هر چیزیست."
حتما تعجب خواهید کرد زمانی که بشنوید تعداد کارمندان فروشگاه های زنجیره ای وال مارت در سراسر دنیا از جمعیت اکثر کشورهای حاشیه خلیج فارس بیشتر است. تعداد کارمندان این فروشگاه که بنیانگذار آن سام والتون در سال 1962 بوده است به بیش از 2.2 میلیون نفر در سراسر دنیا می رسد و این فروشگاه ها در حال حاضر بالغ بر 11 هزار شعبه در سراسر دنیا دارند.
سام والتون بنیانگذار بزرگترین فروشگاه زنجیره ای دنیا به نکته بسیار مهمی در این جمله اشاره می کند. او می گوید زمانی که شما بالاترین سطح انتظار را نسبت به خود، دیگران و محیطی که در آن زندگی یا کار می کنید داشته باشید محیط شما نیز سعی در بر آورده کردن این انتظارات می نماید و شما را به سمت موفقیت رهنمون می کند. زمانی که شما از خودتان انتظار دارید که کاری را به بهترین نحو انجام دهید تمام سعی خود را خواهید کرد که آن کار را به بهترین شکل انجام دهید. زمانی که از اطرافیان خود انتظار دارید که بهترین بر خورد را با شما داشته باشند آنها نیز سعی در بر آورده کردن این انتظار خواهند داشت. و به طور کلی زمانی که سعی می کنید همه چیز به بهترین شکل باشد زندگی شما نیز بر همین اساس تنظیم خواهد شد.


10. جف بزوس (Jeff Bezos) موسس سایت آمازون :



"برند شما آن چیزی است که مردم در مورد شما می گویند، زمانی که شما در اطاق نیستید."
اگر تنها یک نفر وجود داشته باشد که بتواند در باره برند و برند سازی صحبت نماید آن فرد کسی نیست جز جف بزوس بنیانگذار Amazon.com. کمپانی آمازون در سال 2010 به عنوان قابل اعتماد ترین برند در آمریکا شناخته شده است و این گواهیست بر آنچه در خصوص جف بزوس گفتیم. مردم بارها از آمازون خرید می کنند زیرا می دانند که خریدی مطمئن خواهند داشت و آنچه که به دستشان خواهد رسید همان چیزیست که انتظار دارند. ایجاد همچین کمپانی ای که شاید بتوان آن را پایه گذار خرید اینترنتی و تجارت الکترونیک نامید تنها از کسی مانند جف بزوس با تفکری مانند آنچه در بالا بدان اشاره شده است ساخته است: ارائه خدمات به نحوی که مشتریان شما بزرگترین مشوق برای خدمات شما باشند..


11. لری الیسون (Larry Ellison) بنیانگذار کمپانی اُراکل :



"زمانی که شما شروع به نو آوری می کنید، باید خودتان را آماده کنید که همه شما را دیوانه خطاب کنند."
نو آوری در هر کاری بسیار سخت است زیرا شما همواره در مقابل آدم هایی قرار میگیرد که به دلیل عدم درک درست از کاری که شما مشغول انجام آن هستید، سعی در این خواهند داشت که به شما بقبولانند که قادر به انجام آن کار نخواهید بود و یا کاری که می کنید نتیجه احمقانه ای خواهد داشت. و به اعتقاد لری الیسون پنجمین مرد ثروتمند دنیا، آنچه که در این مسیر می تواند به شما کمک کند که تمام این انتقادات و حتی توهین ها را پشت سر بگذارید و در کاری که شروع کرده اید به موفقیت برسید، اعتقادی خواهد بود که شما به خودتان و کارتان دارید. به قول هنری فورد : اگر شما فکر میکنید که می توانید پس حتما می توانید.


12. هنری فورد (Henry Ford) بنیانگذار کمپانی فورد :



"چه شما فکر کنید که می توانید کاری را انجام دهید و چه فکر کنید که نمیتوانید آن کار را انجام دهید، در هر دو حالت درست فکر می کنید."
کمتر کسی است که محصولات کمپانی عظیم خودروسازی فورد را نشناسد. هنری فورد بنیانگذار یکی از عظیم ترین کمپانی های خودروسازی و از موفقترین و ثروتمند ترین افراد تاریخ در این جمله به اهمیت طرز فکر در رسیدن به موفقیت اشاره می کند. او می گوید اگر شما فکر می کنید که در کاری موفق خواهید شد پس در آن کار به موفقیت خواهید رسید و اگر فکر می کنید توان انجام کاری را ندارید پس قادر به انجام آن نخواهید بود. در حقیقت این طرز فکر شما و نوع نگرش شما به زندگی است که می تواند عامل موفقیت یا شکست شما گردد.
شرکت فورد در حال حاضر بیش از 180 هزار کارمند در سراسر دنیا دارد و دارایی های این شرکت در سال 2014 بیش از 200 میلیارد دلار تخمین زده شده است.


13. کارلوس اسلیم (Carlos Slim) صاحب کمپانی Telecoms :



"زمانی که شما برای تفکرات و اعتقادات دیگران زندگی می کنید، در حقیقت شما مرده اید."
کارلوس اسلیم را می توان ثروتمند ترین مرد دنیا دانست. او برای سه سال متوالی و از سال 2010 تا سال 2013 در لیست ثروتمند ترین افراد دنیا همواره نفر اول بوده است. او صاحب بیش از 200 شرکت در دنیا می باشد و سرمایه خالص او در سال 2014 بالغ بر 80 میلیارد دلار بر آورد شده است.
از دیدگاه کارلوس اسلیم تنها یک عقیده در خصوص آنچه شما انجام می دهید در دنیا مهم است و آن عقیده و نظر خود شماست. شما نمیتوانید طوری زندگی کنید که موجبات خشنودی همه را فراهم کنید و اگر تلاش خود را در این راستا به کار بندید قطعا زندگی خود را به هدر داده اید. پس طوری زندگی کنید که خودتان دوست دارید نه آن طور که بقیه می پسندند.


14. ماری کی اش (Mary Kay Ash) بنیانگذار کمپانی آرایشی بهداشتی ماری کی :



"الزاما افراد با استعداد با انبوهی از ایده های ناب بهترین ها نیستند. بهترین ها کسانی هستند که حتی اگر فقط یک ایده دارند رسیدن به آن را دنبال می کنند."
ماری کی اش را می توان سر آغاز حضور موفق زنان در دنیای تجارت دانست. او اولین زنیست که در قرن بیستم به موفقیت در دنیای تجارت رسید و راه را برای حضور زنان در دنیای تجارت باز کرد. او تجارت خود را با همکاری پسرش و با سرمایه اندک 5000 دلاری و در دهه 50 زندگی آغاز کرد و توانست پایه گذار کمپانی لوازم آرایشی و بهداشتی "ماری کی" یکی از معتبرترین برند ها در دنیای لوازم آرایشی گردد. همچنین ماری کی را از بنیانگذاران بازاریابی شبکه ای و فروش مستقیم می دانند.
نکته ای که یکی از موفقترین زنان قرن بیستم بدان اشاره می کند این است که ایده به تنهایی شما را به موفقیت نخواهد رساند. ایده ای که اجرایی نگردد فقط در حد یک ایده باقی خواهد ماند و آنچه که می تواند عامل موفقیت باشد نه استعداد ذاتی شما، بلکه پیگیری و تلاش شما در رسیدن به موفقیت است.


15. لری پیج (Larry Page) بنیانگذار گوگل :



"زندگی دو شانس به شما داده است: یکی اینکه تغییراتی بزرگ در دنیا به وجود آورید و دیگری اینکه تغییراتی کوچک در کسانی که دوستشان دارید. هر دو اینها شانس های فوق العاده ای هستند و فراموش نکنید که فرصت شما بسیار کوتاه است و خیلی زودتر از آن چیزی که تصور کنید به پایان خواهد رسید."
یک جمله بسیار زیبا برای پایان دادن به این مقاله از زبان فردی که بنیانگذار بزرگترین کمپانی اینترنتی در دنیا می باشد. گوگل در حال حاضر بیش از 50 هزار کارمند در سراسر دنیا داشته و ارزش دارایی های این شرکت به بیش از 110 میلیارد دلار می رسد.
تغییراتی که لری پیج و گوگل در دنیای تکنولوژی پدید آوردند بر هیچ کسی پوشیده نیست. تعبیر ایجاد تغییرات بزرگ در دنیا در مورد آنچه که با آمدن گوگل در دنیای اینترنت روی داد، کاملا صدق می کند. و آنچه که بسیار اهمیت دارد این است که لری پیج تغییرات بزرگ در دنیا را هم سطح ایجاد تغییرات کوچک در کسانی که دوستشان دارید قرار می دهد. ما چه قدر در زندگیمان برای رسیدن به این دو هدف تلاش می کنیم؟

+ آنسوی مه ; ٧:۳٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

تفـاوت های جالب طنزگونه زنـانه و مردانـه !


 
لیدیز اند جنتلمن، نمی توان اسمش را تفاوت گذاشت که اگر آنرا اختلاف دیدگاه بنامیم بهتر است. بله، آقایون و خانوم های محترم در بعضی چیزها اختلاف دیدگاه دارند که شاید هیچکدام هم آنرا نپذیرند ولی هر چه هست نقدی است بر این اختلاف دیدگاه ها ... امیدوارم خانوم ها به دل نگیرند و آقایون هم قیافه ی آدم های دلخور را از خود در نوکنند چون تمام این اختلاف دیدگاه ها حقایقی است که گفتنش سخت است و شنیدنش سخت تر !


 تفاوت زنان و مردان آینده:
یـک زن تــا زمانیکه ازدواج نکرده نگران آینده است. یک مرد تا زمانیکه ازدواج نـکرده هــرگز نگران آینده نخواهد بود.

 دست خط:
مردها زیاد به دکوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش "خرچنگ قورباقه" استفاده میکنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده کرده و به "ی" ها و ن" ها قوس زیبایی میدهند. خواندن متنی که توسط یک زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد ترکتان کند، در انتهای یادداشت یک شکلک در انتهای آن میکشد.

 اسامی مستعار:
اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابک، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را هرکول، بادام زمینی، تانکر و لاک پشت صدا خواهند زد.

 حمام:
یک مرد حداکثر 6 قلم جنس در حمام خود دارد. مسواک، خمیر دندان، خمیر اصلاح، خود تراش، یک قالب صابون و یک حوله. در حمام متعلق به یک زن معمولی بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. یک مرد قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی کند.

 خواروبار:
یک زن لیستی از جنسهای مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه میرود. یک مرد آنقدر صبر میکند تا محتویات یخچال ته بکشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خرید میرود. او هر چیزی را که خوب بنظر برسد می خرد.

 بیرون رفتن:
وقتی مردی میگوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی برای بیرون رفتن حاضر است. وقتی زنی میگوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی 4 ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود.

 گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان میگویند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بیرون پرتاب میکنند.

 آینه:
مردها خودبین و مغرور هستند، آنها خودشان را در آینه چک میکنند. زنان بامزه اند، آنها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید میکنند. آینه، قاشق، پنجره های فروشگاه، ته دیگ و ماهیتابه، حتی سر طاس آقای زلفیان.

 تلفن:
مردان تلفن را به عنوان یک وسیله ارتباطی برای ارسال پیامهای کوتاه و ضروری به دیگران در نظر میگیرند. یک زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت کنند.

 آدرس یابی:
وقتی یک زن در حال رانندگی احساس میکند که راه را گم کرده، کنار یک فروشگاه توقف کرده و از کسی که وارد است آدرس صحیح را میپرسد. مردان این را به نشانه ضعف میدانند. آنها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان میچرخند و چیزهایی شبیه این میگویند: "فکر کنم یه راه بهتر پیدا کردم،" و "میدونم که باید همین نزدیکی باشه"، اون مغازه طلا فروشی رو میشناسم.

 پذیرش اشتباه:
زنان بعضی اوقات قبول میکنند که اشتباه کردند. آخرین مردی که اشتباهش را پذیرفته 25 قرن پیش از دنیا رفته است.

 فرزند:
یک زن همه چیز را در مورد فرزندش می داند: قرارهای دکتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیک و صمیمی، قرارهای رمانتیک، غذاهای مورد علاقه، اسرار آرزوها و رویاها. یک مرد بطور سربسته و مبهم فقط میداند برخی افراد کم سن و سال هم در خانه زندگی میکنند.

 لباس شیک پوشیدن:
یک زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گلهای باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی لباس شیک می پوشد. یک مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن میکند.

 شستن لباسها:
زنان هر چند روز یک بار لباسهایشان را میشویند. مردها تک تک لباس های موجود در کمد، حتی روپوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامیکه لباس تمیزی باقی نماند، یک لباس کثیف بر تن نموده و کوه ایجاد شده از لباسهای چرک خود را با آژانس به خشک شویی منتقل میکنند.

 پرداخت صورتحساب میز:
وقتی صورتحساب را می آورند، با اینکه کلا 15هزار تومان شده، بابک، سامان، آرش و مهرداد هر کدام 10 هزار تومان روی میز میگذارند. وقتی دختران صورتحساب را دریافت میکنند، در ابتدای دست به کیف شدن اول ماشین حسابهای خود را بیرون می آورند.

 گل و گیاه:
یک زن از شوهرش میخواهد وقتی مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب میدهد. زن پنج روز بعد به خانه ای پر از گلها و گیاهان پژمرده برمیگردد. کسی نمیداند چرا این اتفاق افتاده است.

 اسباب بازی:
دختران کوچک عاشق عروسک بازی هستند و وقتی به سن 11 یا 12 سالگی میرسند علاقه شان را از دست میدهند. مردان هیچگاه از فکر اسباب بازی رها نمیشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازی هایشان نیز گران قیمت تر و پیچیده تر میشوند. نمونه های از اسباب بازیهای مردان: تلویزیون های مینیاتوری و کوچک، تلفنهای اتومبیل، مخلوط کن و آب میوه گیری، اکولایزرهای گرافیکی، آدم آهنی های کنترلی، گیمهای ویدئویی، هر چیزی که روشن و خاموش شده، سر و صدا کند و حداقل برای کار کردن به شش باتری نیاز داشته باشد.

 عروسی:
هنگام یاد کردن از عروسی ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت میکنند، اما مردان درباره "میهمانی های دوران مجردی" !

 سبیل:
بعضی از مردان مانند هرکول پوآرو با سیبیل خوش تیپ میشوند. هیچ زنی وجود ندارد که با سبیل زیبا بنظر برسد.

 

+ آنسوی مه ; ٧:٢٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

نشانه‌هایی که دروغگوها را لو می‌دهد

یا دوست دارید بدانید طرف مقابل‌تان در یک رابطه دروغ می‌گوید یا راست؟ به این 7 نشانه دقت کنید:

 1. استرس و عرق کردن: 
شناخته‌ترین نشانه‌هایی که می‌تواند یک فرد دروغگو را لو دهد، عرق کردن و استرس اوست. زمانی که ما دروغ می‌گوییم همیشه می‌ترسیم لو برویم. به همین دلیل دچار استرس می‌شویم و استرس با افزایش ضربان قلب و عرق کردن همراه است. اما این موضوع در رابطه با همه مردم صادق نیست. برخی افراد به دروغگویی عادت دارند و دچار استرس نمی‌شوند!

 2. صدای خیلی زیر یا خیلی بم: 
روان‌شناسان معتقدند صدا علامت خوبی برای شناسایی دروغگو است. چرا؟ در واقع این ما نیستیم که صدا را کنترل می‌کنیم. مغز بر اساس احساساتی که داریم آن را به شکل اتوماتیک تنظیم می‌کند. وقتی دروغ می‌گوییم، می‌ترسیم رسوا شویم. به همین علت معمولا تن صدا تغییر می‌کند و خیلی زیر یا خیلی بم می‌شود.

 3. سخنان ضد و نقیض: 
دروغگوها به دلیل ترس از رسوا و شرمگین شدن تعادل احساسی درستی ندانسته و حتی حرف‌های آنها کم و بیش ضد و نقیض است. برای آنکه مطمئن شوید یک فرد دروغ می‌گوید از او بخواهید دقیقا حرفی را که در یک موقعیت خاص زده برای شما در مواقع مختلف تکرار کند، حتی سوالات متفاوت و مدام در مورد همان مساله می‌تواند ثبات فکری دروغگو را بر هم بریزد.

 4. میمیک‌های غیرمعمول: 
پلک زدن‌های مداوم، مالیدن پلک، نگاه‌های مبهم... همگی اینها نشانه میمیک صورت یک فرد حین دروغ گفتن است. صورت دقیقا احساساتی را که داریم نشان می‌دهد و کنترل عمقی آنها کمی سخت است. اگر فردی میمیک غیرطبیعی و غیرمعمول دارد و حین صحبت با شما دچار تیک خاصی مثل مالیدن پلک می‌شود، می‌توانید به حرف‌های او شک کنید.

 5. ژست‌های مخصوص: 
سرفه کردن درون مشت، بالا بردن دست روی سر و عقب بردن بالاتنه موقع حرف زدن از جمله ژست‌های آدم‌های دروغگو است. البته باید مراقب هم بود. برخی دروغگوها برای آنکه احساسات‌شان نمایان نشود حین حرف زدن کاملا خنثی عمل می‌کنند.

 6. حرف زدن بدون جزئیات: 
دروغگوها معمولا در صحبت کردن وسواس به خرج نمی‌دهند و همه مسایل را رو نمی‌کنند. اگر شما حین صحبت‌ها از فردی بخواهید با دقت بیشتری مسایل را برای شما بیان کند و به عبارتی وسواسی‌تر از او سوال کنید، معمولا دروغگو چون حافظه خوبی ندارد و در دور بعد قادر به بیان همان جواب‌ها نیست. در نهایت می‌توانید از زبان او این جملات را بشنوید "به من اعتماد نداری؟" اگر فردی واقعا دروغگو نباشد، خیلی سریع از کوره درنمی‌رود و برای بار دوم هم به برخی سوالات شما پاسخ می‌دهد.

 7. احساسات اغراق‌آمیز: 
وقتی فردی فقط با دهان می‌خندد یعنی یا می‌خواهد رعایت ادب کرده باشد یا دروغگوی ماهری است. یک لبخند صادقانه همراه با عقب رفتن لب‌ها و چین خوردن پلک‌ها در سمت خارج همراه است. یک دروغگو معمولا تنها با دهان می‌خندد تا احساسات درونی خود را مخفی کند.

+ آنسوی مه ; ٢:۱٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٥ آذر ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

شیوه رسیدن به یک ارتباط محکم

اغلب افراد جهت ایجاد ارتباط قلبی و عاطفی و یا پیدا کردن یک جنس مخالف جهت ارتباط عاشقانه یا حتی پیدا کردن جنس موافق برای رابطه دوستی صمیصمی، بطور مداوم  آدمهای مختلفی را مرور میکنند یا بعبارتی ساده تر اولین فردی که با معیارهای قلبی او همخوانی داشته باشد و به اصطلاح او را دوست داشته و یا به او احساس نزدیک شدن پیدا میکند، زود او را انتخاب می نماید، اما متاسفانه بمحض برخورد با اولین مشکل و پیش آمدن اختلاف سلیقه، زود نتیجه گیری نموده و براحتی او را ترک میکنند و به دنبال شخص دیگری می روند.

این عمل باعث شده کم کم از همه انزجار پیدا کرده و اعتماد خود را نسبت به همه از دست میدهند و هرگز موفق به ایجاد یک رابطه صمیمی یا عاشقانه  مستدام با هیچ کسی نخواهید داشت، برای حل این معضل که در حال حاضر این مشکل گریبان گیر اکثر افراد جامعه شده است، این است که در اولین برخورد با شخصی که به روحیه شما از لحاظ عاطفی و قلبی نزدیکتر است آرام آرام به او نزدیک شده با پیش گرفتن کمی دقت و صبر و حوصله تمامی رفتارهای او را باهمدیگر مورد ارزیابی قرارداده و معدل گیری نمائید به اینکه با هر برخورد کردن با کوچکترین مشکلی نتیجه گیری کرده و او را برای همیشه کنار بگذارید مگر اینکه پس از بررسی های اجمالی به این نتیجه رسیده باشد که او اختلاف زیادی با شما داشته و کنار او ماندن بسیار سخت خواهد بود آنوقت او را ترک نمائید.

پس از سپری کردن مدت زمانی معقول شش ماه الی یکی دو سال  به نسبت نوع ایجاد رابطه وقتی به این نتیجه رسیدید که بالای 70% از نظر روحی و قلبی آدمی هست که شما با او رابطه صمیمی و یا با او وجه اشتراک قلبی زیادی دارید هرگز او را به این سادگی رها نکرده و در غم و شادی در کنار او باشید تا یک عمر لذت بخش (بدون رسیدن به روحیه تنفر از افراد جامعه) داشته باشید.

+ آنسوی مه ; ٥:٢٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

مرگ خاموش من

برای تو و خویش دستانی آرزو میکنم

        که همدیگر را هرگز لمس نکنند

                تا احساسی تولد نگردد که زود بمیرد

برای تو آرامشی برای خود عقلی آرزو میکنم

        که تو با آرامش زندگی کنی 

              و من هرگز گیرودار احساس نشوم

                 و خود را به کار نکرده ام مجازات نکنم

     سهم تو دنیای رهائی بود از من 

         سهم من مشتی نفرت از تو 

 "برای تو و خویش چشمانی آرزو میکنم که

چراغ ها و نشانه ها را در ظلمات مان ببیند"

+ آنسوی مه ; ٥:۱٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

تاسوعا و عاشورا

عاشورا از ریشه «عشر»،به معنای ده و دهم و تاسوعا از ریشه«تسع»،به معنای نه و

نهم است . این لفظ فقط بر نهمین و دهمین روز محرم گفته شده است.........

      امروز روز عاشورای حسینی است دلم سخت میگرید چه نیک فلسفه ای 

                                      « هَیْهاتِ مِنّا الذلَّة »

+ آنسوی مه ; ٩:۳٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢ آبان ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

روزگار غریبی است .....

وقتی نگاه میکنم، 

      که آدمها مثل ربات از کنار هم رد می شوند، 

            و گاهی هم اگر وقت کنند بهم ابراز احساسات می کنند، 

        چقدر غمگین می شوم .....

وقتی می بینم ، از کنار هم که حذف می شوند، 

                           خیلی راحت و زود هم ، فراموش می شوند....؟!؟

                                                                                      نویسنده وبلاگ

+ آنسوی مه ; ٥:۱۱ ‎ق.ظ ; جمعه ۱ آبان ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

تفاوت سوزش سر دل با حملات قلبی را جدی بگیرید

وقتی تازه غذای مطبوعی خورده‌اید و راحت کنار تلویزیون دراز کشیده‌اید ناگهان در قسمت بالای شکم‌، پشت استخوان جناق سینه احساس سوزش نا خوشایندی می‌کنید. این حالت ممکن است طوری باشد که احساس کنید قفسه سینه شما در آتش می‌سوزد. سوزش و درد ممکن است از پایین مری به طرف بالا حرکت کند و حتی تا گلو هم برسد. در نتیجه ممکن است مزه ناخوشایند و ترشی را در دهان حس کنید و احساس کنید نزدیک است که غذا دوباره وارد دهان شما شود.

سوزش سر دل ناشی از ریفلاکس اسید معده به مری و درد قفسه سینه ناشی از حمله قلبی، دو بیماری کاملا متفاوت با هم هستند، اما علائم و نشانه های شبیه به هم دارند، طوری که گاهی تشخیص این دو از هم دشوار خواهد بود. این مساله جدا مهم و گاهی خطرناک است!

قطعا شما برای یکبار هم که شده تجربه سوزش سر دل را داشته اید، مخصوصا بعد از مصرف یک وعده غذایی سنگین. اما مشکل آنجاست که این علامت درست شبیه علامت حملات قلبی در مبتلایان به بیماری های قلبی است و خیلی وقت ها مخصوصا در کسی که علاوه بر بیماری قلبی، به بیماری ریفلاکس اسید معده هم مبتلاست، می تواند باعث نادیده گرفتن علامت حملات قلبی شود و این مساله خطرناک است. اما دانستن تفاوت ها و علامت های دقیق این بیماری ها می تواند در خیلی وقت ها از مرگ پیشگیری کند. در این جا می خواهیم این تفاوت ها و علامت ها را به شما بگوییم.

سوزش سر دل چیست؟
سوزش سر دل علامت بیماری بسیار شایعی به نام GERD یا ریفلاکس (برگشت) اسید معده به مری است. در حالت عادی اسید ترشح شده از معده، بعد از مخلوط شدن با مواد غذایی به سمت پایین یعنی روده کوچک حرکت می کند. از طرفی دریچه ای محکمی که بین مری و معده وجود دارد مانع برگشت این اسید به سمت بالا می شود. اما در بیماری GERD که علت های متعددی هم دارد، در اثر کاهش انقباض عضلات این دریچه، اسید معده به سمت مری حرکت کرده و به دیواره های آن آسیب می زند و نتیجه همان درد و سوزشی است که به آن سوزش سر دل می گوییم.

علامت های این بیماری از قرار زیر هستند:
- احساس درد و سوزش در پشت جناغ سینه که معمولا طی نیم تا یک ساعت بعد از مصرف وعده غذایی ایجاد می شود و برای چند دقیقه تا چند ساعت با فرد می ماند.
- درد قفسه سینه که مخصوصا بعد از دراز کشیدن و یا غذا خوردن ایجاد می شود. فراموش نکنید که علت این درد قفسه سینه هرچه که باشد، باید سریعا به پزشک مراجعه شود.
- سوزش گلو، احساس سوزش و یا طعم اسیدی در دهان و انتهای حلق
- مشکل در بلع غذا
- احساس چسبیدن غذا در وسط قفسه سینه و یا گلو
- سرفه های مکرر، صاف کردن گلو و خشن شدن صدا در طولانی مدت
حمله قلبی معمولا تعریق شدید را به همراه داد، علامتی که در سوزش سر دل اصلا شایع نیست


 


حملات قلبی
حمله قلبی به یکباره اتفاق نمی افتد، بلکه همراه با علائم متعددی است که طی روزها و هفته ها خود را نشان می دهد، اما اغلب افراد به آن بی توجه هستند. علائم حمله قلبی در زنان و مردان متفاوت است. بررسی ها نشان می دهد 95 درصد زنانی که دچار حمله شده بودند، هفته ها و ماه ها قبل از آن علائمی غیر از درد قفسه سینه را تجربه کرده بودند. اما یکی از علائم سکته قلبی، شروع درد قفسه سینه است که این درد قفسه سینه می‌تواند مختلف باشد. این درد خیلی وقت ها به صورت درد و سوزش زیر جناق سینه تظاهر می کند. اما برخی اوقات این درد به گردن و دست‌ها بویژه دست چپ و گاهی همزمان در هر دو دست و کتف و شانه ها نیز گسترش پیدا می کند.

در مواردی که فرد دچار سکته قلبی می‌شود، درد 20 دقیقه طول می‌کشد و گستره درد ممکن است به صورت سنگینی یا خنجری یا احساس فشردگی در قفسه سینه خود را نشان دهد. این دردها معمولا با سایر علائمی همچون تعریق شدید و احساس سردی در تمام نقاط بدن که ناشی از تحریک قوه سمپاتیک است، همراه می‌باشد. در این موارد همچنین افراد دچار احساس ترس، نگرانی و بی ‌قراری، تپش قلب و افت فشار خون و گاهی نیز افزایش فشار خون می‌شوند.

برای تشخیص سوزش سر دل از سکته قلبی در ابتدا باید پنج سئوال را برای خودتان جواب دهید:
1. این درد چه نوع دردی است؟
همانطور که گفتیم درد ناشی از سوزش سر دل، دردی سوزناک و در زیر سینه و دنده ها است. این سوزش می تواند به سمت گلو نیز پیش برود و با دراز کشیدن و بلند کردن اجسام سنگین نیز بدتر می شود. در حالیکه درد ناشی از حمله قلبی باعث احساس فشار در مرکز سینه می شود که به طور ناگهانی و بسیار شدید است.
احساس سیری و سنگینی هم معمولا با آن همراه می شود و خیلی وقت ها احساس تنگی نفس به فرد دست می دهد.
این درد می تواند به بازوها، شانه ها و یا گردن سرایت کند و این اتفاقی است که خیلی کم در سوزش سردل می افتد.

2. چه علامت های دیگری به همراه این درد دارید؟
سوزش سر دل معمولا با احساس طعم ترشی در انتهای دهان همراه است که از ریفلاکس اسید معده به مری ناشی می شود.
حمله قلبی معمولا تعریق شدید را به همراه داد، علامتی که در سوزش سر دل اصلا شایع نیست. همچنین احساس سبکی سر، تهوع، تنگی نفس و نیز تپش قلب دارید.
سوزش سر دل معمولا به آنتی اسید ها پاسخ می دهد، در حالی که درد قفسه سینه ناشی از حملات قلبی هیچ واکنشی به آنتی اسید ها نمی دهد.

3. چه چیزی باعث شروع این درد شده است؟
سوزش سر دل ناشی از ریفلاکس اسید معده، معمولا طی 30 تا 45 دقیقه بعد از مصرف وعده غذایی ایجاد می شود، مخصوصا وعده های غذایی سنگین و پر حجم و در صورت دراز کشیدن و خوابیدن بعد از مصرف غذا تشدید می شود. غذاهای چرب معمولا متهم ردیف اول در برنامه غذایی اند.
غذاهای اسیدی، غذاهای ادویه ای و غذاهایی که حاوی کافئین هستند، قدرت بالایی در تحریک این عارضه گوارشی دارند.
سکته قلبی معمولا بعد از فعالیت های بدنی سنگین ایجاد می شود. لازم نیست این فعالیت شدید، در حد بلند کردن یک جسم سنگین و یا دویدن باشد. آستانه تحمل افراد برای این فعالیت ها معمولا متفاوت است.
فعالیتی برای فرد سنگین است که باعث افزایش یکدفعه ای در فشار خون شود. این افزایش فشار خون حتی می تواند ناشی از استرس و هیجان باشد. برای مثال مطالعات بسیاری نشان داده اند که شیوع حملات قلبی در طی فصل تابستان و تعطیلات که افراد به تفریح و مسافرت می روند، بیشتر است.

4. این درد چه مدتی ادامه پیدا می کند؟
سوزش سر دل ناشی از GERD معمولا طی 5 تا 10 دقیقه از بین می رود. اما حمله قلبی بیشتر طول می کشد و ممکن است ساعتی بعد بازگردد.

5. چه اقداماتی این درد را بهبود می دهد؟
سوزش سر دل معمولا به آنتی اسید ها پاسخ می دهد، در حالیکه درد قفسه سینه ناشی از حملات قلبی هیچ واکنشی به آنتی اسید ها نمی دهد، بلکه با قرص های قلبی آرام می گیرد.
اما فراموش نکنید حتی زمانی که شما هیچ سابقه ای از بیماری های قلبی هم نداشته باشید، با تجربه سوزش سر دل و علائم گفته شده باید به پزشک مراجعه کنید.
در صورتی که شما تجربه حمله قلبی داشته باشید، نادیده گرفتن این علامت ها و ربط دادن غلط آن به سوزش سر دل ناشی از ریفلاکس می تواند واقعا تهدیدکننده زندگی باشد.
پزشک با بررسی علائم بیماری، تاریخچه بیماری و بررسی داروهای مصرفی به راحتی قادر خواهد بود بیماری اصلی شما را تشخیص دهد و بهترین راهکار درمانی را برای شما در پیش بگیرد.

برای از بین بردن زمینه های سوزش سر دل ناشی از ریفلاکس اسید معده به مری سعی کنید از غذاها و نوشیدنی‌هایی‌ که‌ باعث‌ ترشح‌ زیاد اسید می‌شوند پرهیز کنید، از جمله‌ غذاهای‌ پر ادویه‌، قهوه‌، آب‌ میوه‌ ترش‌، یا الکل‌. خوردن‌ شکلات‌ باید کنار گذاشته‌ شود و مصرف‌ غذاهای‌ چرب‌ نیز محدود شود.

اسپرسو به وسیله ماشین قهوه ساز یا همان دستگاه اسپرسو و با عبور دادن آب جوش با فشار از میان قهوۀ آسیاب شده تهیه میشود.هنگام تهیۀ کف ملایمی به رنگ قهوه ای مایل به سرخ روی آن ایجاد می گردد.

+ آنسوی مه ; ۸:٤۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

هرکسی گمشده ای دارد

هرکسی گمشده ای دارد، و خدا گمشده ای داشت. هرکسی دوتاست، و خدا یکی بود. و یکی چگونه می توانست باشد؟ هرکسی به اندازه ای که احساسش می کنند، هست، و خدا کسی که احساسش کند، نداشت. عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آن را ببیند. خوبی ها همواره نگران که آن را بفهمند. و زیبایی همواره تشنه ی دلی است که به او عشق ورزد. و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد. و غرور در جستجوی غروری است که ان را بشکند. و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پر اقتدار و مغرور، امّا کسی نداشت. و خدا آفریدگار بود و چگونه می توانست نیافریند. زمین را گسترد و آسمان ها را بر کشید. کوه ها برخاستند و رودها سرازیر شدند و دریاها آغوش گشودند. و طوفان ها برخاست و صاعقه ها درگرفت. و باران ها و باران ها و باران ها. “در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود“. و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود. و با نبودن چگونه توانستن بود؟ و خدا بود و با او عدم بود. و عدم گوش نداشت. حرف هایی هست برای گفتن که اگر گوشی نبود، نمی گوییم. و حرف هایی هست برای نگفتن، حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند. و سرمایه ی هرکسی به اندازه ی حرف
                                                           نویسنده: دکتر شریعتی 
                                                         ارسالی از: زهراسادات نبوی نیا
 
 
+ آنسوی مه ; ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

عشق ما نیازمند رهایی است

(۱)
یخ آب می شود در روح من
در اندیشه هایم
بهار حضور توست
بودن تو است

(۲)
پنجه درافکنده ایم با دستهایمان
به جای رها شدن
سنگین سنگین بر دوش می کشیم
بار دیگران را
به جای همراهی کردنشان
عشق ما نیازمند رهایی است نه تصاحب
در راه خویش ایثار باید نه انجام وظیفه…

(۳)
بی اعتمادی دری است
خودستایی چفت و بست غرور است
و تهی دستی دیوار است و لولاست
زندانی را که در آن محبوس رآی خویشیم
دلتنگی مان را برای آزادی و دلخواه دیگران بودن
از رخنه هایش تنفس می کنیم
تو و من
توان آن را یافتیم که بر گشاییم
که خود را بگشاییم

مارگوت بیکل

+ آنسوی مه ; ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

برای تو و خویش

برای تو و خویش
چشمانی آرزو می کنم
که چراغ ها و نشانه ها را
در ظلمات مان
ببیند
گوشی
که صداها و شناسه ها را
در بیهوشی مان بشنود
برای تو و خویش، روحی
که این همه را
در خود گیرد و بپذیرد
وزبانی
که در صداقت خود
ما را از خاموشی خویش
بیرون کشد
و بگذارد
از آن چیزها که در بندمان کشیده است
سخن بگوئیم

از :مارگوت بیکل

+ آنسوی مه ; ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

یکدیگر را می آزاریم

 
 یکدیگر را می آزاریم بی آنکه بخواهیم.

شاید بهتر آن باشد که دست به دست یکدیگر دهیم بی‌سخنی.

دستی که گشاده است، می‌بَرد، می‌آورد، رهنمونت می‌شود،

به خانه ای که نور دلچسبش گرمی بخش است...
                                                            
ادامه مطلب
+ آنسوی مه ; ۸:٠٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۳ مهر ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

رسالت ما انسانها

رسالت ما انسانها، که شاخص انسان بودنمان باشد چیست؟

خوردن و خوابیدن و لذت بردن است؟ پس حیوانات هم جزو ما هستند یا ما جزو حیوانات هستیم بنابراین این شاخص نمی تواند باشد.

اندیشیدن و تعقل کردن است؟ از کجا معلوم که حیوانات تفکر نمی کنند و عقل ندارند این هم فقط نظر ما انسانهاست ، پس بنابراین این هم نمی تواند شاخص انسان بودن ما باشد.

خلق کردن و اختراع کردن است؟ باز اگر به عالم حیوانات بنگریم در حد خودشان اختراعات دارند مثال پرنده ای که به نسبت نیازش لانه در بالای درخت می سازد ، پس این هم نمی تواند تفاوت ما انسانها با حیوانات باشد.

رسالت ما اثرگذاری عمیق و ماندگار، در زمین پس از مرگ مان است.

چقدر در این رسالت تا اینجا عمرمان موفق بوده ایم...........!؟! 

+ آنسوی مه ; ۱:٠٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

مشکوکم

نمی دانم .....!

به مردمک چشمم مشکوک باشم 

                 یا به مردم بیرون چشمم ؟!

                   بلاخره مشکوکم

                         چه به دیدگانم چه به آدمها .......

+ آنسوی مه ; ٧:٤۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

مترسک

ای پرندگان از من نهراسید،

    من مترسکی هستم که از خودم ترسیده ام

      بیائید بی محابا، نوک بزنید

                           این همه کاه را از سر من بیرون بکشید.........!؟!

+ آنسوی مه ; ۱:٥٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

ای خداوند یکی یار جفاکارش ده

ای خداوند یکی یار جفاکارش ده

دلبری عشوه ده سرکش خون خوارش ده

تا بداند که شب ما به چه سان می‌گذرد

غم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده

چند روزی جهت تجربه بیمارش کن

با طبیبی دغلی پیشه سر و کارش ده

ببرش سوی بیابان و کن او را تشنه

یک سقایی حجری سینه سبکسارش ده

گمرهش کن که ره راست نداند سوی شهر

پس قلاوز کژ بیهده رفتارش ده

عالم از سرکشی آن مه سرگشته شدند

مدتی گردش این گنبد دوارش ده

کو صیادی که همی‌کرد دل ما را دور

زو ببر سنگ دلی و دل پیرارش ده

منکر پار شده‌ست او که مرا یاد نماند

ببر انکار از او و دم اقرارش ده

گفتم آخر به نشانی که به دربان گفتی

که فلانی چو بیاید بر ما بارش ده

گفت آمد که مرا خواجه ز بالا گیرد

رو بجو همچو خودی ابله و آچارش ده

بس کن ای ساقی و کس را چو رهی مست مکن

ور کنی مست بدین حد ره هموارش ده

                                                با تشکر از خانم زهرا سادات نبوی

                                                       بابت ارسال این شعر

+ آنسوی مه ; ۱:٤٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()   

آی همه کسم

شاید هرگز از دلم انطور که هست خبر نداشته باشی که واقعا مصداق این ترانه است :
"من تو را تا بی کران ها من تو را تا کهکشانها
             از زمین تا آسمانها دوست دارم دوست دارم می پرستم
                      من تو را همچون اهورا من تو را همچون مسیحا همچو عطر پاک گلها
                               دوست دارم می پرستم
من تو را با هستی خود با وجودم عاشقم با خون خود با تار و پودم
             من تو را با لحظه های انتظارم عاشقم با این نگاه بی قرارم
                          من تو را همچون پرستو یاسمنها نسترن ها
                                من تو را با آنچه هستی دوست دارم می پرستم."

تا جائی دوست دارم که وقتی حس میکنم اذیتت میکنم با خودم سخت درگیر میشم. 

          اما همواره غمگین میشم که آنطور که من دوست دارم آرامش داشته باشی و فکر هیچ چیزی را نکنی اغلب آرامشت بهم می خورد، استرس پیدا می کنی، عصبی میشی، پیش خودم میگم آیا خدائیکه در حق من اینهمه لطفی کرده ، چرا لحظات پر غصه را باید به من میداد که همش باید نگران از دست دادنش باشم.
کسی با دنیائی از خوبی ها، اما پر از نگرانی ها،
کسی با دنیائی از فهم و درک، اما با نشانه های بد بینی،
 الان مدتی است همش نگرانم که به تو اسیبی برسد آنوقت من زندگی ام را برای همیشه از دست خواهم داد.
+ آنسوی مه ; ۳:٤۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()